ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - آيا شناخت ، امكانپذير است
هر گونه فداكارى جلوه ميكند ، ولى فردا كمترين ارزشى ندارد . اين دليل هم مانند دليل يكم مغالطه اى است كه براى گول زدن ساده لوحان مناسب است زيرا اختلاف نظر در شناختها ، يا مستند به قلمرو عينى موضوعات است يا به فعاليتهاى ذهنى درك كننده . اگر اختلاف نظر مستند به قلمرو عينى موضوعات باشد ، خود دليل واقعيت داشتن شناخت است نه پوچ بودن آن ، زيرا اگر شناخت واقعيت نداشت ، نمى بايست ذهن در برابر تنوع واقعيتها عكس العملهاى متنوع از خود نشان بدهد .
در صورتى كه اين عكس العملها هيچگونه تخلفى از مقتضاى ارتباط با واقعيتها نشان نمى دهد . مثلا ذهن در ارتباط با آب ، سنگ را در خود منعكس نمى سازد . و در ارتباط با يك صندلى ، كهكشان را در خود منعكس نمى نمايد .
در فعاليت براى يك عمل رياضى ، بخيالات پوچ و گسيخته از هم نمى پردازد .
و اگر اختلاف در شناختها مستند به اختلاف موضعگيرى حواس و شرايط ذهنى بوده باشد ، باز دليل واقعيت شناخت ميباشد .
زيرا خود اين جريان كه شناختها با اختلاف موضعگيرى حواس و شرايط ذهنى تغييرپذير مى باشند ، دليل آنست كه حواس و ذهن در موقعيتها و شرايط معينى شناختهاى معينى را بوجود مى آوردند و چنانكه در اختلاف قلمرو عينى موضوعات ديديم ، هيچ تخلفى از مقتضاى ارتباط معين امكانپذير نيست .
٣ - يك دليل ديگر براى امكانناپذير بودن شناخت آوردهاند كه جالب توجه است . اين دليل چنين است كه مگر شما نمى گوئيد : حركت و تحول در همهء اجزاء و روابط جهان هستى حكمفرما است مگر شما نمى گوئيد : « من دوبار بيك رودخانه وارد نشدهام » هراكليد مگر شما نمى گوئيد :
< شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرى مى نمايد در جسد < / شعر >