ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - آيا شناخت ، امكانپذير است
راست است ، گرم و آبى كه در استكان دست چپ است سرد و استكانى كه در ميان آن دو قرار دادهايم ، داراى آب معتدل است . اگر نخست انگشتمان را به آب گرم داخل نموده سپس آنرا به آب معتدل ببريم ، آب معتدل خنك تراز درجهء حرارت طبيعىاش احساس خواهد گشت و اگر انگشتمان را نخست به آب سرد فرو برده سپس به آب معتدل ببريم ، آب معتدل گرمتر از درجهء حرارت واقعى خود احساس خواهد گشت . بنا بر اين ، ما هرگز موفق به شناخت صحيح نخواهيم بود . اين دليل كاملا بىاساس است ، زيرا معرفت ما بقول لائوتسه بنقل نيلزبوهر محصول تماشاگرى و بازيگرى ما در جهان هستى است . و ما از « شيئى براى خود » و « شيئى براى ما » موفق به شناخت معينى مى شويم كه با عوض كردن موقعيت و موضعگيرى خود در تماس با شيئى براى خود ، آن شناخت را از دست مى دهيم . يعنى اگر به نزديكى كوه مرتفع برويم ، ديگر آنرا مانند يك تپه نخواهيم ديد ، بطور كلى نوع شناختهاى ما با نظر به موضعگيرى مادر ارتباط با واقعيات متنوع خواهد گشت . اين خود دليل روشنى براى اثبات شناخت است كه با موضعگيرىها مشخص مى گردد . اين مبحث مشروحاً در بحث بازيگرى و تماشاگرى ما در شناخت جهان هستى مطرح خواهد گشت .
فقط در اين مبحث به اين نكته اشاره مى كنيم كه اگر شناخت وجود نداشت ، مى بايست وضع حواس و ذهن و آزمايشگاههاى ما در همهء موضعگيرىهاى گوناگون يك نتيجه بدهد .
٢ - اختلاف نظر در شناختها - كه موجب سقوط واقعيت و ارزش شناخت ميباشد . توضيح اين دليل چنين است كه هيچ دو انسان و بيشتر را نمى توان پيدا كرد كه در منعكس ساختن واقعيات در ذهن و قضاوت در بارهء آنها متحد بوده باشند . مى توان گفت : حتى يك انسان در بارهء يك موضوع با دگرگونى شرايط ذهنى ، شناختهاى متحدى نخواهد داشت . امروز يك پديده براى انسان زيبا است ، فردا همان پديده زشت خواهد نمود . امروز يك حقيقت شايستهء