ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - شرايط اصلى شناخت
را در ذهن بجريان بيندازد ، مانند اين كه با ديدن يك پديده ، جنبهء معلول بودن آن ، ما را به كشف علتش وادار كند ، در جريان كشف علت آن معلول عده اى از واحدها و قضايا را با روابط و قوانين منطقى استخدام نمائيم . نيز ممكن است تصور انعكاس يافته عامل تجسيم ذهنى بوده باشد ، مانند شنيدن صدايى در جنگل كه موجب احتمال اين باشد كه شير درنده اى در فاصلهء نزديكى با ما وجود دارد و صدايى كه مى شنويم صداى شير است . اين احتمال را تدريجاً در ذهن خود تقويت مى نمائيم و در نتيجه شير درنده اى را مجسم مى سازيم .
بنظر مى رسد خاصيت توليد مربوط به خود ذهن و شرايط آن ميباشد ، نه خود تصورات منعكسشده ، زيرا روشن است كه واقعياتى را كه افراد انسانى بوسيلهء حواس در ذهن خود منعكس مى نمايند ، واقعيات معينى هستند و اين شرايط ذهنى است كه آن واقعيات را مورد تصرف و حذف و انتخاب و مولد و غير مولد قرار مى دهند . تشبيهى ساده كه براى توضيح اين مسئله مناسب است ، اينست كه ذهن آدمى مانند حوضى است كه مخلوطى از مايعات گوناگون را در خود دارد ، وقتى كه جسمى به آن حوض مى فتد ، محتويات آن حوض تموج پيدا ميكند و مى شورد و جسمى را كه در ميان خود گرفته است تغيير مى دهد و يا ثابت و يا مستهلك مى سازد . ) شرايط اصلى شناخت مقدار و نوع شرايط شناخت ، همواره با هويت شناختى كه منظور مى شود ، تعيين مى گردد . اگر هويت و دائره شناخت ما اين باشد كه ببينيم آيا در نزديكى جايگاهى كه ما در بيابان داريم ، چشمه سارى وجود دارد يا نه براى اين شناخت شرطى جز اين نيست كه برويم و جاهائى را كه احتمال مى دهيم چشمه سار در آنجا وجود داشته باشد ، بگرديم . براى شناخت اين كه آيا آب اين چشمه سار شيرين است يا شور ، شرايطى مورد احتياج است ، مانند