ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - ٦ - اشتياق ذاتى عامل شناخت
است كه « شناخت براى عمل » ، ولى مقصود از عمل چيست آيا مقصود سودجوئى مطلق و لذتپرستى و قدرتطلبى است يا عمل براى « حيات معقول » انسانها كه بدون ترديد اين فرمول « عمل براى شناختهاى عالىتر » را هم به دنبال خود مى آورد . ما بايد بپذيريم كه اسارت شناخت براى عمل و تفسير عمل با سودجوئى و لذتپرستى و قدرتطلبى ، اسارتى ديگر را به دنبال خود خواهد آورد كه اسارت انسان ناميده مى شود . آنچه كه در منطق حق مى توان بيان نمود ، بدينقرار است : شناخت براى عمل عمل و فعاليت براى شناختهاى عالىتر شناختهاى عالىتر براى عمل و فعاليتهاى عالىتر اين شناختها و عملها مقدمه براى حيات عالىتر است كه « حيات معقول » ناميده مى شود .
شناخت در راه سودجوئى محض كه يكى از معلولهاى خودخواهى است ، همواره جوامعى را به صورت انبارهاى اسلحه در مى آورد .
٦ - اشتياق ذاتى عامل شناخت آيا در برابر عوامل پنجگانهء گذشته براى شناخت ، عاملى ديگر بنام اشتياق ذاتى براى شناخت وجود دارد يا نه در مغرب زمين از قرن هيجدهم به اين طرف كه دانشها در راه صنعت و توليد هر چه بيشتر در راه سودجوئى به استخدام سودجويان در آمده ، عامل اشتياق ذاتى به شناخت و معرفت رو به كاهش تأسفانگيز گذاشته و عامل عمدهء تلاشهاى معرفتى همان سودجوئى گشته كه شاخه اى از خودخواهى است . مى توان در مغز آدميان دو نوع اشتياق براى شناخت در نظر گرفت : نوع يكم - اشتياقى است كه انسان را به خود علم و معرفت تحريك ميكند ، كه مى توان آنرا به عامل گريز از ظلمت به نور و از جهل به علم ، تعبير نمود و مى توان آنرا با قطع نظر از وحشتى كه در ظلمت و جهل نهفته است ، يك عامل مثبت روشنگرايى ناميد و بهر حال اين عامل پيش از سقوط شرق