ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - اگر حق براى فرد يا جامعه اى سودى نبخشد باطل تباهش خواهد ساخت
سلطهء خداوندى براه افتادهاند و هيچ سكون و توقفى هم براى آن تصور نمى گردد . امر به اين حركت عمومى كه همهء اجزاء و پديدهها و روابط جهان هستى و همهء سطوح آن را بجريان لا ينقطع وادار نموده است ، امر تكوينى است كه هيچ تمايل و آرزو و مقاومتى نمى تواند جلو آن جريان را گرفته و آنرا به سكون مبدل بسازد .
نوع دوم - حركتى است كه كشتى نشينان براى بدست آوردن احتياجات و رسيدن به خواستههاى خود ، انجام مى دهند . دستور به اين حركت از طرف كشتيبان و كاركنان كشتى ، دستور ارشاد تشريعى به سود خود كشتى نشينان است . در حقيقت كشتيبان آگاه به طول سفر و چگونگى آن و آگاه به احتياجات و خواستههاى كشتى نشينان قوانين و دستوراتى را صادر مى نمايد ، ولى بهره بردارى از آنها به تعقل و اختيار خود كشتى نشينان است . حال وضع ما انسانها هم در حركت نوع دوم در كشتى بزرگ دنيا چنين است ما در اين كشتى كه داراى يك حركت كلى رو به يك هدف بس والا است ، مأمور به حركت تكاملى بوده ، اندك مسامحه و بىبند و بارى ما بدون اين كه اختلالى در حركت كلى كشتى و اسرار و هدف آن ، وارد بسازد ، خلل در حركت خاص خود ما ايجاد ميكند كه بحالتى پستتر از اجزاى خود كشتى كه رهسپار منزلگه نهائى خويش است ، سقوط خواهيم كرد .
در اين حركت پرمعنا هيچيك از آرمانهاى مربوط به در و ديوار كشتى و زينت و زيورها و خوراكىها و پوشاكيها و صندلىهاى آن ، نمى تواند توشه اى براى ساحل اقيانوس زندگى باشد . مگر نه چنين است كه :
< شعر > عقل كشتى ، آرزو گرداب و دانش بادبان حق تعالى ساحل و عالم همه درياستى < / شعر > ميرفندرسكى حال كه ساحل اين اقيانوس پيشگاه ربوبى است و پيشگاه ربوبى