ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - شما سست عنصرها دو معصيت بزرگ مرتكب مى شويد
كشيد و خواهيد گفت : امير المؤمنين چه مى گويد مگر ما شمشير بدست گرفته ، بجان مردم جامعهء خودمان افتادهايم نه هرگز ، من چنين چيزى نمى گويم ، بلكه مى گويم : بهانه در آوردن و از اين طرف و از آن طرف رفتن و تلقين ناتوانى ، عرضه كردن حيات خود بر لبهء شمشير دشمن ضد جانهاى بشرى است ، شما با اين عرضه كردن ، كمك بر دشمن مى كنيد .
وَ مَنْ اعانَ عَلى قَتْلِ امْرِءٍ مُسْلِمٍ جاءَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَكْتُوباً بَيْنَ عَيْنَيْه : آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ الله ( اگر كسى به كشتن يك انسان مسلمان كمك كند ، روز قيامت به عرصه محشر وارد مى گردد ما بين دو چشمش نوشته شده است : « اين شخص از رحمت خداوندى مأيوس و نااميد است » يا « مأيوس و نااميد باد اين شخص از رحمت خداوندى » آيا كسى كه نشسته و مى بيند يك انسان در آب غرق مى شود و او مى تواند آن را نجات بدهد ، آن قدر بنشيند تا آن انسان غرق شود ، آيا كمك به مرگ او نكرده است ٣٨ ، ٣٩ ، ٤٠ ، ٤١ ، ٤٢ ، ٤٣ ، ٤٤ - فإذا امرتكم بالسّير اليهم فى ايّام الحرّ قلتم هذه حمارّة القيظ امهلنا ينسلخ عنّا الحرّ . و اذا امرتكم بالسّير اليهم فى الشّتاء قلتم هذه صبارّة القرّ . امهلنا ينسلخ عنّا البرد : كلّ هذا فرارا من الحرّ و القرّ فاذا كنتم من الحرّ و القرّ تفرّون ، فانتم و اللَّه من السّيف افرّ . ( هنگامى كه در روزهاى گرم دستور حركت به سوى دشمن مى دهم ، مى گوئيد : اين روزها هوا گرم و سوزان است ، بما مهلت بده تا گرما شكسته شود و هنگامى كه در روزهاى سرد دستور حركت مى دهم ، مى گوئيد اين موقع سرماى شديد است ، بما مهلت بده تا سرما از ما دور شود ، همهء اين بهانه جوئىها براى فرار از گرما و سرما است . اگر شما از گرما و سرما گريزان باشيد ، به خدا سوگند كه از شمشير گريزانتر خواهيد بود . )