ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - آيا حق پيروز است يا قدرت
هدفهائى كه آدميان با احساس آزادى رو به آنها مى روند ، هزاران بار هم دگرگون شوند ، باز آنان مى خواهند راهها و هدفهاى جديد را با آزادى انتخاب نمايند . اينست معناى جمله اى كه مى گوئيم : حق در ما فوق پيروزى و شكست است اگر نوع بشر را در بيابانهاى بىسروته رها كنند ، و هر گونه وسيلهء پيشرفت مادى و معنوى او را از دستش بگيرند و او را در ابتدائىترين صحنههاى حيات رها كنند ، مادامى كه شستشوئى در مغزش صورت نگرفته باشد ، باز جوشش عامل گسترش استعدادها و پيشرفت او در تماس با طبيعت و همنوعان خود ، در درونش خاموش نخواهد گشت . اين حق است و هيچ گونه دگرگونى در شئون حيات و تماس او با طبيعت ، موجب زوال اين حق نخواهد بود .
براى توضيح بيشتر در بارهء اين مسئلهء با اهميت ، مطالبى را مشروحا مطرح مى كنيم :
آيا حق پيروز است يا قدرت پاسخ به اين سؤال به آن آسانى نيست كه بعضى از متفكران گمان مى برند و فورا با پيوستن بيكى از دو گروه زير خيال خود را راحت ميكنند .
معمولا متفكران در پاسخ به اين سؤال به دو گروه تقسيم مى گردند : گروه يكم : مى گويند : حق هميشه پيروز است و فعاليتها و تاخت و تازهاى قدرت ، تنها نمايش پيروزى دارد ، ولى نمى تواند حق و حقيقت را تباه ساخته و از بين ببرد .
گروه دوم - به پيروزى قدرت معتقد بوده مى گويند : حق يك آرمان ذهنى است كه در برابر قدرت عينى نمى تواند مقاومت نمايد . شاهد پيروزى قدرت وقايع و رويدادهاى جريان معمولى تاريخ است . و اگر حق بخواهد پيروز شود ، حتما بايد از قدرت استمداد نمايد .
گروه يكم را ارباب اديان و اخلاقيون و حكماء و فلاسفه و دانشمندانى