ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - مراتب علم
مناقشه در اين اصطلاح قراردادى بخود ندهيم ، ولى اين اصطلاح قراردادى نبايد مراتب مختلف علم را براى ما قابل چشمپوشى نمايد . ما با قطع نظر از هر گونه گرايشهاى غير علمى و با قطع نظر از هرگونه اصول پيش ساحته ، مراتب مختلف علم را كه در زير مطرح مى كنيم ، قابل قبول مى دانيم :
مراتب علم ١ - معمولا چنين گفته مى شود كه ابتدائىترين مراتب علم انعكاس محض موضوعى است كه بوسيلهء حواس يا ديگر دستگاههاى عامل درك با آن ، ارتباط ذهنى برقرار مى كنيم . در اين مرتبه ذهن ما هيچ تفاوتى با آيينه و ديگر اجسام شفاف كه مى توانند نمودهاى عينى را در خود منعكس نمايند .
ندارد ، مگر در آن موضوعات كه نمود محسوس ندارند ، مانند علتى كه معلولى را بوجود آورده و خود در جريان دگرگونيها از بين رفته است . ما با توجه به آن معلول مى توانيم تصويرى از علتش را در ذهن خود منعكس نمائيم ، با اين كه در برابر ذهن ما قرار نگرفته و ما ارتباط مستقيم با آن نداريم . و اين گونه تصوير در آيينه و اجسام شفاف امكانپذير نمى باشد . اين مرتبه را مرحلهء ما قبل علم مى دانيم .
٢ - موضوع منعكس در ذهن در مجراى آگاهىهاى ثانوى و هدفگيرى و وابستگى به اصول و قوانين و وابستگى به حلقههاى عرضى و طولى زنجير اجزاء طبيعت ، در جريان آگاهى علمى قرار مى گيرد . درست است كه ممكن است علم و معرفت در اين مرتبه در بارهء موضوع معلوم روشنتر از مرتبهء اول و انعكاس محض ، نباشد ، يعنى يك عدد برگ كه در ذهن ما بدون كمترين رابطه با حلقههاى عرضى و طولى اجزاء طبيعت و اصول و قوانين منعكس شده است ، همان برگ است كه با پيوستگى با حلقههاى مزبور انعكاس يافته است ، ولى در صورت دوم نمود فيزيكى برگ با اين كه در ميان مرزهائى كه پايان فيزيكى