ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - ٥ - سودجوئى عامل شناخت
و آن اينست كه ما نبايد عامل خودخواهى براى شناخت را يك نوع معين تلقى نمائيم ، زيرا خواستن خود با نظر به چگونگى هويتى كه انسان خودخواه براى خود در نظر گرفته است ، به اقسام گوناگونى تقسيم مى گردد : ١ - كسى كه هويت خود را يك حقيقت شخصى تلقى كرده و آن را هدف و ديگران را وسيله ميداند ، بدون ترديد اين تلقى در كميت و كيفيت و شناختهاى او منعكس مى شود .
٢ - آن انسانى كه هويت خود را حقيقتى وابسته به جامعه ميداند و نفع و ضرر را ميان خود و مردم جامعه مشترك ميداند ، بطور قطع شناختهاى او كلىتر و نابتر و تحصيل آن در نظرش بعنوان يك وظيفهء انسانى تلقى مى گردد كه خود را متعهد انجام آن ميداند .
٣ - كسى كه خود را در دوران زندگى يك حقيقت هدفدار مى خواهد ، بدون ترديد در تلاشهايى كه براى بدست آوردن آن هدف بوسيلهء شناختها انجام خواهد داد ، اثر گذاشته و در تعيين كميت و كيفيت آن شناخت نقش اساسى خواهد داشت .
٥ - سودجوئى عامل شناخت اگر عامل خودخواهى را با آن خود در نظر بگيريم كه جز تورم خويشتن و بهره بردارى هر چه بيشتر از لذايذ ، هدفى نداشته باشد ، مسلماً شامل اين عامل پنجم هم مى شود ، زيرا آنچه را كه خودخواهى طبيعى تشنهء آن است ، سود تلقى مى كند كه شامل هر گونه نفع مادى و مقامى و شهرتطلبى و امثال آنها مى باشد . اين عامل از قرن هجدهم ميلادى به اين طرف در مغرب زمين رواج فراوانى پيدا كرده ، در قرن نوزدهم و بيستم كه سودجوئى و لذتپرستى ( هدونيسم ) به اوج خود مى رسد ، شناخت را از اصالت انداخته و از فرمول « شناخت فقط براى عمل » سوءاستفاده نموده است ، بلى اين فرمول صحيح