ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - قدرت يعنى چه
تقاضا مى كنم مطالعه كنندهء محترم در هرگونه شرايط ذهنى كه باشد ، اين عبارات موسولينى را حد اقل دوبار قرائت فرمايد . حالا با تحليل مختصر در اين مورد مى توانيد مسخ شدن قدرت را در مغز اين بيماران روانى كه حتى از قدرت خود براى فرار از تيمارستان براى پرواز در فضا و بمباران جانهاى آدميان استفاده ميكند دريافت نمايد : ١ - « مزارع و دهكدهها به هنگام سوختن در عين حال كه گمراه كننده بود ما را سرگرم ميكرد - » يعنى شعلهها و دودهاى عادى و غليظ اگر چه جمجمهها و قلبها و ديگر اعضاء بشر بىپناه را از ما مخفى ميكرد و بدين جهت ما را از رسيدن به هدف و فلسفهء زندگىمان محروم مى ساخت « ولى ضمناً اين مزيت را هم داشت كه از اشكال جالب تباه شدن قدرتى كه طبيعت در مزارع و گلها و مواد حيات انسانها و ساير جانداران بوديعت نهاده است ، سرگرم و سرخوش و مست مى گشتيم ٢ - » خدايا بياد مى آورم كه چهارپايان به چه شتاب و هراسى فرار مى كردند « اولا اين نكته را در نظر بگيريم كه كلمهء » خدايا « در اين جمله با نظر به جملات پيش و پس از روى خوشحالى و شدت لذت گفته شده است ، مانند اين كه يك پرستار در نتيجهء تلاش و كوششى كه انجام داده و بيمار را از مرگ حتمى نجات داده است ، ناگهان و بىاختيار از روى خوشحالى زياد كلمه » خدايا « را بر زبان جارى نمايد خداوندا ، اين كدام خدائى بوده است كه در مغز اين بيمار روانى جلوه كرده ، چنين دستور ضد انسانى و ضد خدائى را بر اين