ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - آيا حق پيروز است يا قدرت
تشكيل مى دهند كه براى نوع انسانى و حيات معقول وى ، مانند قلمرو عالم طبيعت قوانينى ثابت معتقدند كه از دستبرد تغيرات و دگرگونىها بدورند و مى گويند : چنانكه نظم جدى عالم طبيعت از وجود ثابتهايى خبر مى دهد كه قوانين علمى بازگو كنندهء آنها است ، همچنين بايستگىها و شايستگىهايى براى حيات معقول انسانها وجود دارد كه مطلوبيت عدالت و تعهد و آزادى و تكامل بازگو كنندهء آنها ميباشد . بعبارت روشنتر چنانكه براى انبساط اجزاء يك جسم قانون وجود دارد و براى رشد كودك تا مرحلهء جوانى قانونى در جريان است و هر يك از قوانين بازگو كنندهء حقى است ، همچنين براى انسان شدن و برخوردار گشتن از حيات معقول قانونى وجود دارد كه بازگو كنندهء حق است و چون حيات معقول كه گاهى با كلمهء تكامل تعبير مى شود ، بعنوان ضرورىترين و مفيدترين هدف براى زندگى آدميان اثبات شده است ، لذا قانون و حق مربوط به اين حيات معقول ( تكامل ) ثابت و ما فوق دگرگونيها است .
گروه دوم را بررسى كنندگان فيزيك تاريخ بمعناى تماشاگران محض نمودهاى سرگذشت بشرى و مطالعه كنندگان فرهنگها و تمدنها با اصول پيش ساختهء قدرت محورى و گروه بدبينان به طبيعت انسانى تشكيل مى دهند . اين گروه همان متفكرانى هستند كه با تاريخ طبيعى انسانها سر و كار دارند ، نه با تاريخ انسانى آنان . براى اين خفاشان ظلمتنگر قربانيان بىشمار راه آزادى و حق و عدالت و علم كه در سرتاسر تاريخ مانند ستارگان فروزان در سپهر لاجوردين مى درخشند ، نه تنها جلوه ندارند ، بلكه اين اشعهء خورشيد كمال ديدگان آنانرا آزار مى دهند . اينان عشق سوزانى دارند كه حتى موسى بن عمران و ديگر پيامبران عبرى و عيسى بن مريم و محمد بن عبد اللَّه و على بن ابي طالب ( ع ) را هم قدرتمندانى مانند فرعون و خودكامگان بنى اسرائيل دوران عيسى و ماكياولىهاى مشركين و طاغوتهاى قريشى بدانند اينان به چهرههاى قضات بيدادگر آريوباگ آتن كه حكم اعدام سقراط را بناحق صادر كردهاند ، چنان خيره ميشوند كه