ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - حق هرگز با قدرت جنگ تن به تن ندارد
دائرهء ارتباط با واقعيات عينى جهان هستى ، بعنوان مثال براى ديدن رنگ اجسام ممكن است از راههاى توصيفى و تخيلى و رؤيائى و بازيگريهاى ذهنى ، وارد مركز حقيقى اين ارتباط شويم ، ولى مركز حقيقى دائرهء اين ارتباط ديدن با چشم است و بس .
نتيجهء اين مبحث اينست كه براى رسيدن به حق و شناخت و عمل به آن ، جديت حياتى لازم است و غير از تكاپوى جدى در اين راه هر نقطه اى كه در دائرهء ارتباطمان با واقعيات و حقايق بوجود بياوريم ، نقطهء مركزى نخواهد بود . اينست معناى جمله اى كه امير المؤمنين عليه السلام در خطبهء ٢٩ مى فرمايد : وَلا يُدرَكُ الحَقُّ الَّا بِالجِدِّ ( و حق دريافت نمى شود مگر با جد ) براى توضيح اين حقيقت كه واقعيتهاى عالم هستى نمى تواند پيرو هواهاى ما بوده باشد ، اين مسئله را مورد دقت قرار مى دهيم كه بازيگرى آدميان با هوىها و تمايلات خود بر سه نوع قابل تصور است : نوع يكم - بازيگرى با هواهاى خود بدون توجه به اين كه در كارگاه هستى چه مى گذرد و چه قوانينى در آن حكمفرماست و چه هدفى از چنين كارگاهى منظور شده است . اين بازيگران درصدد توجيه و تفسير كارگاه هستى و قوانين حاكم در آن بر طبق هواهاى نفسانى خود نيستند و چنانكه متذكر شديم اصلا كارى با آن ندارند كه در كارگاه هستى چه مى گذرد و نتايج نهائى كارشان چه خواهد بود .
نوع دوم - بازيگرانى هستند كه در ميان امواج هواهاى خود چنان غوطه ورند كه واقعيت و قانون را جز آنچه در هوى و خواستههاى خوش - آيندشان مى بينند سراغ ندارند و گمان مى برند كه جهان هستى نيز امواجى از هواها و تركيبى از مقدارى اجزاء و روابط حساب نشده ميباشد .
پاسخ عملى اين گروه ، فشار جبر قوانينى است كه پيرامون زندگى آنان را از همه طرف احاطه كرده و آنان بدون اعتنا به آن قوانين به هواهاى خود