ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - تماشاگران بىخبر از واقعيتها به قضاوت نشسته و در بارهء على ( ع ) به قضاوت پرداخته اند
نظرى را آن قدر توسعه بدهند كه درك بايستگىها و شايستگىهاى مزبور را به عقل نظرى مستند نمايند ، زيرا جاى گفتگو نيست كه بحث ما در واقعيت است نه الفاظ و نقش اعتبار و قرارداد آنها در ابراز معانى ، پس اين هم يك قضيهء كلى كه مى توانيم بعنوان دريافتشدههاى اصيل احساس تصعيد شده يا احساس و فهم برين تلقى نمائيم . روى اين سه اصل كلى مى توانيم بگوئيم : كسى كه رفتار زندگى خود را بر مبناى عقل تنظيم كند ، يكى از سعادتمندترين و با فضيلتترين انسانها بشمار مى رود .
شوخى و مسخرگى زندگى از عقل ناشى نمى شود ، بلكه از ناتوانى از شناخت و بكار بردن عقل بوجود مى آيد .
٥٤ ، ٥٥ ، ٥٦ ، ٥٧ ، ٥٨ ، ٥٩ ، ٦٠ ، ٦١ ، ٦٢ - و افسدتم علىّ رأيى بالعصيان و الخذلان ، حتّى لقد قال قريش : انّ ابن ابي طالب رجل شجاع و لكن لا علم له بالحرب . للَّه ابوهم و هل احد منهم اشدّ لها مراسا و اقدم فيها مقاما منّى لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين وها انا ذا قد ذرّفت على السّتّين و لكن لا رأى لمن لا يطاع ( رأى و نظرم را با نافرمانى و تنها گذاشتن من مختل ساختيد ، تا آنجا كه قريش گفتند : فرزند ابي طالب مرديست دلاور ، ولى فنون جنگ را نمى داند خدا پدرشان را حفظ كناد ، آيا در ميان آنان كسى در امور جنگى با مهارتتر از من و با سابقه تر از من وجود دارد من هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم ، قيام به تكاپو در جنگ نمودهام ، اكنون ساليان عمرم از شصت تجاوز مى كند . [ ولى چكنم ] كسى كه اطاعت نمى شود ، رايى ندارد ) تماشاگران بىخبر از واقعيتها به قضاوت نشسته و در بارهء على ( ع ) به قضاوت پرداخته اند اين تماشاگران كارافزا و اين بيگانگان از انسان و خدا بيخبر و اين