ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - احساس تصعيد شده ( احساس برين ) عامل واقعى تعيين كنندهء روش عقلانى بشرى در زندگى است
اين كه اجسام از دور كوچك ديده ميشوند . سرعت حركت موجب نمايش اتصال مجموعهء اجزاء متحرك جسم مى گردد ، مانند سه شاخهء پنكه برقى در حال سرعت حركت كه دايرهء حقيقى نمودار مى گردد . همچنين نمايش اغلب كيفيتها و كميتهايى كه نمود عينى دارند ، بستگى به چگونگى ارتباط حواس با آنها دارند . احساس برين با مشاهدهء تنوع محصول ارتباط حواس با محسوسات ، اين قضيه كليه را صادر ميكند كه در شناخت و ارزيابى محصول مزبور موضعگيرىهاى خاص آدمى دخالت مى ورزند . پس ما اين قضيه را بطور كلى بعنوان اصل صحيح در معرفت مى پذيريم كه « مادر نمايشنامهء بزرگ وجود ، هم بازيگريم هم تماشاگر » .
قضيهء دوم - تعقل آدمى كه مواد خام فعاليتهاى خود را از ارتباط حواس با محسوسات و ديگر ابزار و وسايل ارتباط با جهان عينى مى گيرد ، مبناى كار خود را بر اصول و قوانينى قرار مى دهد كه در آن موقعيت زمانى و محيطى تثبيت شده تلقى شدهاند . اينست قلمرو عقل نظرى كه بدون مواد خام مزبور قدرت فعاليت ندارد . اين فعاليت يكى از اساسىترين وسيلهء تنظيم مسائل علوم و جريان زندگى عينى انسانها مى باشند كه هيچ نيروئى جز همان عقل نظرى قادر به انجام چنين فعاليتى نمى باشد . پس اين قضيه را هم بطور كلى بعنوان يك اصل در حقيقت و ارزش فعاليتهاى عقل نظرى مى پذيريم .
قضيه سوم - ما نوعى از درك در بارهء واقعياتى داريم كه جنبهء عينى فيزيكى ندارند مانند همهء اهداف و آرمانهاى والاى انسانى ، مانند عدالت و آزادى و احساس تعهد و اشتياق و كوشش در راه رشد و كمال . درك اين بايستگىها و شايستگىها با كمال وضوح در ما وجود دارد ، اگر اشخاصى نتوانند عامل ديگرى براى درك و دريافت مزبور بپذيرند و در عين حال وجود و اصالت آن را قبول كردهاند ، هيچ مانع منطقى وجود ندارد كه آنرا يكى از فعاليتهاى عقلى بنامند ، حتى مانعى وجود ندارد كه آنان ميدان عمل عقل