ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٣ - زندگى با احساسات تصعيد شده
جنايتكار ميباشد . احساسات مردم تماشاگر با ديدن جنايت مفروض بسيار گوناگون مى باشد . شايد وقاحت و پليدى جنايت بعضى از تماشاگران را بقدرى تحت تأثير قرار بدهد كه واقعاً از خود بيخود شوند و چه بسا كه به نوعى اختلال روانى دچار شوند . در آن حال كارشناس مسائل جنائى وارد صحنه مى شود و به تماشا و بررسى جنايت مى پردازد . يقينى است كه اين كارشناس هم بدانجهت كه انسان است از آن منظرهء دردناك متأثر شود ، ولى بدون اين كه اين تأثر بتواند نيروى محاسبات و بررسىهاى جنايت را كه بوسيلهء معلومات و قوانين مربوطه به فعاليت مى افتد ، خنثى نمايد ، كارشناس به بررسى و محاسبات خود مى پردازد .
احساسى كه اين شخص در برابر جنايت دارد ، يك احساس تصعيد شده اى است كه سطوح روانى و نيروهاى فعال مغز او را مختل نمى سازد . از اين دو مثال بخوبى روشن مى شود كه مقصود از احساسات تصعيد شده بروز حالات غير طبيعى در انسان نيست ، بلكه آن پديدههاى روانى است كه شخصيتهاى رشد يافته با همكارى معلومات و دريافت شدههاى منطقى و تجربى در برابر انگيزهها از خود بروز مى دهند . بنا بر اين ، معناى احساسات تصعيد شده نفى خاصيت تأثرپذيرى انسان از انگيزههاى محرك احساسات نيست ، بلكه نشان - دهندهء رشد شخصيت در ابعاد گوناگون است . و اين تفسير در بارهء احساسات تصعيد شده غير از تفسيرى است كه بعضى از روانكاوان دوران معاصر مطرح مى كنند و مى گويند : احساسى كه تصعيد مى شود ، نوعى ديگر از احساس ابتدائى طبيعى است ، مثلا احساسات هنرى ، تصعيد شده از احساسات جنسى است كه سركوب شده است . اين گونه تفسيرها در نيروها و ابعاد روانى ، نه تنها هيچ مشكلى را حل نمى كند ، بلكه خلاف مشاهدات عينى ما است كه مى بينيم آنچه را كه مادهء خام احساسات تصعيد شده فرض مى شود ، دوشادوش يكديگر در روان انسانها به فعاليت مى پردازند ، مثلا با اشباع كامل و آزادانهء غريزهء جنسى ، فعاليتهاى هنرى هم در همان انسان در حد اعلا است . باضافه اين كه