ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - ١ - رابطهء احساس بسيط يا مجرد با شناخت
ديدگاه خود به اين سو و آن سو مى كشيم . لذا براى توضيح واقعيت شناخت چاره اى جز اين نداريم كه به محاسبهء دقيق انواع رابطهء ذهن با موضوع را در پديدهء شناخت تا آنجا كه توانائى ما اجازه مى دهد ، بپردازيم :
١ - رابطهء احساس بسيط يا مجرد با شناخت مفهومى كه از كلمهء احساس دريافت مى شود ، يك مفهوم آشنا با ذهن است . مى توان گفت : اولين پديدهء ذهنى پس از انتقال صورت موضوع عينى از راه حواس به ذهن و انعكاس آن در ذهن همين احساس است و بعبارت ديگر نخستين تأثير ذهن از صورت انتقال يافته به ذهن ، احساس آن صورت است .
منظور از صورت شكل و پديدهء محسوس عينى محض نيست كه فقط از راه بينائى احساس مى گردد ، بلكه شامل شنيدنىها و چشيدنىها و لمسكردنىها و بوئيدنىها نيز كه شكل ديدنى ندارند ، ميباشد . احساس بر دو نوع عمده تقسيم مى گردد : نوع يكم - احساس بسيط يا مجرد ، مقصود از اين نوع احساس عبارتست از انتقال پديده به ذهن در حالى كه ذهن خالى از تأثرات و فعاليتهاى ديگر بوده باشد . البته اين حالت ذهنى در انسانهائى كه دائماً در حال ارتباط با جهان عينى و تأثير و تأثر از اجزاء و روابط طبيعت و رويدادهاى انسانى مى باشند ، يك حالت استثنائى است و معمولا چنين است كه پديده هايى كه وارد قلمرو ذهن مى گردند ، به جايگاهى وارد ميشوند كه كم و بيش داراى تموجات متنوع فكرى ، تداعى معانى ، تجسيم ، رضايت از موقعيت فعلى يا اكراه از موقعيت فعلى و يا داراى تأثيراتى از گذشته و يا وابستگى ذهنى به آينده ميباشد . و از طرف ديگر تجريد ذهن از جريان و تأثرات موجود در آن كار بسيار دشواريست و هر كسى نمى تواند از عهدهء تجريد ذهن از آن امور برآيد . حتى يكى از متفكران مشهور دوران ما در مغرب زمين مى گفت :