ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - ٩ - اعتقاد ، عامل شناخت
آن قرار گرفتهاند . بهمين جهت است كه حمايتكنندگان بعضى از مكتبها و عقيدهها كه با تحريك عشق براه مى فتند . از بروز چون و چرا در مسير راهشان دلتنگ ميشوند و تعجب ميكنند از اين كه ذهن سؤال كننده چرا مانند آنان از آن روشنائى فراگير محروم است برخى از متفكران گمان كردهاند كه عشق يكى از پديدههاى بسيار تند احساسات است و نمى تواند براى شناخت مفيد بوده باشد . اين يك گمان كاملا سطحى است و از عدم توجه بمعناى عشق حقيقى ناشى مى شود . خدمتى كه عشق به شناخت انجام مى دهد ، بازيگرى ناشى از خودخواهى و محدوديتهاى ناشى از موضعگيرى ناظر و ارتباط ايستاى حواس با محسوسات و سودجوئىهاى عقل نظرى را مرتفع مى سازد و شناختهاى ديگرى را كه در حالات عادى امكانپذير نيست با ذهن آدمى آشنا مى سازد . اين همان مطلب است كه مولوى مى گويد :
< شعر > غير از اين معقولها ، معقولها يابى اندر عشق پر فروبها < / شعر > اگر ما بتوانيم معناى عشق حقيقى را كه ما فوق جذب شدن بيك زيبائى آن چنانكه ديده مى شود ، است درك كنيم ، با مسئله اى كه مولوى مطرح كرده است ، صد در صد موافقت خواهيم كرد . عشق در معناى حقيقى آن ، انواعى از نگرشها را در بارهء موضوع عشق بوجود مى آورد ، نگرش رياضى در بارهء موضوع عشق همان مقدار اهميت دارد كه نگرش طبيعى و زيبائى . و نگرش تحليلى همان اندازه لزوم پيدا مى كند ، كه نگرش تركيبى . مگر نه چنانست كه عشق حقيقى همهء ابعاد درك عاشق را به فعاليت وادار ميكند .
٩ - اعتقاد ، عامل شناخت اعتقاد عبارتست از آن حالت روانى كه قضيهء پذيرفته شده از دو مرحلهء « واقعيت چنين است » و « بايد چنين باشد » گذشته و در روان آدمى بعنوان يك عامل براى توجيه رويدادهاى مربوط مستحكم شده است . بديهى است كه