ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤
٢ - شهادت - عبارتست از پايان دادن بحيات طبيعى براى دفاع از ارزشها و حيات انسانى افراد جامعه .
٣ - شهادت عبارتست از شكافتن قفس كالبد مادى و حركت به مقام شهود الهى در راه وصول به مشيت ربانى در بزرگداشت حيات انسانها .
٤ - شهادت - عبارتست از تعيين ملاك و ميزان و الگو براى زندگى در اين دنيا . و بيان اين كه زندگان بدون آن ملاك و ميزان و الگو ، نمى توانند خود را داراى حيات واقعى تلقى كنند .
هريك از اين تعريفها بعدى از شهادت را توضيح مى دهد . اگر از يك شهيد آگاه راه حق و حقيقت بپرسيد كه شما چه مى كنيد او به شما پاسخ مى دهد كه من از حيات خود با آن همه ابعاد و استعدادها كه دارا بوده و مى تواند به مرتفعترين قلههاى تسلط برجهان صعود كند ، چشم مى پوشم و با تمامى هشيارى و آزادى بجريان آن ، خاتمه مى دهم . شما فورا سؤال ديگرى را مطرح مى كنيد كه : براى چه و چه هدفى از پايان دادن بحيات خود داريد با اين كه در دوران زندگى وقتى كه از شما مى پرسيديم اين خوردنى را براى چه مى خوريد و آن لباس را براى چه مى پوشيد و اين مسكن را براى چه مى سازيد چرا در در راه تحصيل علم و آزادى و دستيافتن به زيباييها اين همه تلاش مى كنيد پاسخ شما هرچه بوده باشد ، بالاخره به اين اصل استوار بود كه من زندهام ، و حيات است كه اين امور را براى من مطلوب نموده است بدين ترتيب حيات را منشأ اساسى همهء خواستهها و جويندگىها و تلاشها معرفى مى كرديد اكنون چه انگيزه اى شما را وادار كرده است كه دست از اين حيات كه مطلوب مطلق است ، مى شوئيد و بآن پايان مى دهيد بطور قطع شخصى كه در مجراى شهادت قرار گرفته است ، پاسخى كه مى دهد بهر شكل و هر لغتى كه باشد و با هر جمله بندى كه آنرا ابراز بدارد ، اين محتوا را در بر خواهد داشت كه من هدفى والاتر از اين حيات طبيعى دارم كه بمن اين قدرت را داده است كه اين حيات