ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٨ - على بن ابي طالب همواره جنگ را تا نزديكى تاريكى شب به تأخير مى اندازد
خونريزىها ، اين روحيه يا روحيهء چنگيزى و ماكياولىگرى يكى است اگر با اين ارزش و احترامى كه امير المؤمنين براى خونهاى آدميان قائل است ، حيله گرى را كنار بگذارد و دشمنان او كه جز ضديت با انسانها هدفى براى زندگى خود انتخاب نكردهاند ، تصور پيروزى نمايند ، علامت اينست كه امير المؤمنين در جنگ و پيكار صاحبنظر نيست اى جنگاوران خونخوار ، واى پرچمداران ضديت با انسانها ، و اى مستان خون آدميان ، تصورات و نظرات خود را در بارهء امير المؤمنين عوض كنيد ، اين مرد ، آن جلاد خونآشام نيست كه شما تصور كردهايد . على ( ع ) هميشه پيش از شروع جنگها با خداى خود تماس مى گيرد و خود را كه بينهايت كوچك مى بيند ، با خدائى كه بينهايت بزرگ است در ارتباط قرار مى دهد ، با وحشت و هراس بىنهايت از خونريزى و بازى با جانهاى آدميان ، چنين نيايش ميكند : خداوندا ، دلها حركت كرده و به پيشگاه تو رسيدهاند ، گردنها كشيده شده و چشمها باز و پلك روى هم نمى نهند ، قدمها تا مرز زندگى و مرگ برداشته شدهاند ، بدنها نحيف و لاغر گشتهاند . خداوندا ، كينههاى پوشيده آشكار گشته و ديكهاى عداوت جوشيدن گرفته است . خداوندا ، از نبودن پيامبر در ميان ما و فراوانى دشمنان و پراكندگى اميال ، بتو شكايتها داريم . اى پروردگار ما ، مشكل ما و قومى را كه با ما روياروى قرار گرفتهاند ، با دست عنايتت و بر مبناى حق ، حل و فصل فرما ، توئى بهترين حل كنندهء مشكلات .
على بن ابي طالب عليه السلام در اين نيايش نخست وضع روحى مردمى را توضيح مى دهد كه با انواعى از انگيزهها به ميدان جنگ كشيده شدهاند : ١ - دلهاى اين مردم چه بدانند و چه ندانند ، چه بخواهند و چه نخواهند از قلمرو حيات عبور كرده و به مرز زندگى و مرگ رسيده است . در اين مرز نگاهى به مرگ و زندگى دارند و نگاهى به جانى كه امانت الهى است و