ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١١ - ١٣ - علم انفعالى
قطب مثبت و منفى كار « بنا بر اين تا شخصيت استقلال ذاتى خود را در نيافته باشد از سلطه و اعمال آن در جريان كار ناتوان ميباشد .
و بدون اين نظارت و سلطه هرگونه احساس اختيار نوعى احساس فريبنده است كه فقط به درد صيقلى كردن حلقههاى زنجيرى عوامل جبر مى خورد . بدون وصول شخصيت به مرحلهء استقلال ، سرنوشت همهء كارهاى فكرى و عضلانى ما در دست تمايلات بىاساس است كه بجهت ضعف شخصيت ، ما را مى گردانند .
اين اختيار نيست ، پالان است كه با كمترين سنگينى در يكى از دو طرف ، پالان به همان طرف متمايل مى شود :
< شعر > اشترى ام لاغر و هم پشت ريش ز اختيار همچو پالان شكل خويش اين كژاوه گه شود اين سو كشان آن كژاوه گه شود آن سو گران بفكن از من حمل ناهموار را تا ببينم روضهء انوار را < / شعر > مولوى علم حضورى كه معلومش اين من است ، با آن علم ابتدائى و خام كه معلومش دست من ، پاى من ، چشم من ، گوش من ، آن اندازه متفاوتست كه خود عضو مادى با « من » اشخاصى كه نمى توانند از آن علم حضورى كه توصيفش كرديم برخوردار شوند ، بخود رحم كنند و مقدارى در آشتىدادن خود با ذات خود ، بكوشند .
٧ - دقت كنيد اگر ديديد وصول من را به اين مرحله نمى پذيريد و يا اصلا براى شما نا مفهوم است از اثبات و نفى واقعيتهاى عالى انسانى بركنار شويد ، شما چطور مى توانيد بدون احساس برين من در بارهء عدالت فكر كنيد ، مگر دريافت عدالت را مى توان در درون يك انسان كه بجهت سلب حق استقلال از شخصيت ، ظلم را در بدترين قيافه اش مرتكب شده است ، سراغ گرفت ١٣ - علم انفعالى براى علم انفعالى دو معنى را مى توان در نظر گرفت :