ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٩ - ٧ - علم اجمالى
كه فقط قانون علمى است كه احتياج به كليت دارد ، نه هر مسئله و ديدگاه علمى ما مى توانيم قرار گرفتن ذهن را در برابر يك موضوع در جريان علمى بدين ترتيب توضيح بدهيم .
١ - آمادگى ذهن به دريافت موضوع به انگيزگى عواملى كه در مبحث يكم توضيح دادهايم . براى اين آمادگى بايستى شرايط ضرورى ذهن و موانعى را كه ممكن است از برقرار گشتن ارتباط ميان ذهن و موضوع جلوگيرى كند ، در نظر گرفت . بعنوان مثال : اگر ذهن يك بررسى كننده ، موضوعى را كه مى خواهد مورد شناخت علمى قرار بدهد ، قابل وصول علمى نمى داند ، اين طرز تلقى در بارهء موضوع ، مانعى است ذهنى كه سطح ذهن بررسى كننده را اشغال نموده است و چاره اى جز اين وجود ندارد كه نخست اين مانع بايد برطرف شود . چنانكه براى بوجود آمدن اشتياق و ارادهء دريافت علمى موضوع ، بطور قطع انگيزهء منطقى ضرورت دارد و بدون آن انگيزه ارتباط ميان ذهن و موضوع سطحى بوده ، محصولى جز خيال و پندار و بازيگريهاى بىاساس ذهن نتيجه نخواهد داد .
٢ - در استمرار لحظات ارتباط ، همواره نوعى فعاليت ذهنى ضمنى صورت مى گيرد كه ممكن است بررسىكننده بهيچ وجه متوجه آن فعاليت نباشد .
اين فعاليت را مى توانيم قضيه سازى اصطلاح نمائيم - مثلا در امتداد ارتباط براى بررسى در بارهء يك جاندار با دهها پديده و حركات و روابط روبرو مى شويم كه هريك از آنها در مجراى اصول و قوانينى معين بجريان مى فتند .
مانند اين كه منظور ما از تحقيق جاندارى كه مورد بررسى ما است ، فقط از نظر بازتاب عضوى آن در برابر حرارت است ، در مسير بدست آوردن اين منظور سرعت و كندى حركات حيوان را مى بينيم ، باضافهء اين كه حركت سريع را از حركت كند تشخيص مى دهيم ، ضمناً علت آن دو نوع حركت را هم درك مى كنيم ، اگر چه هدف اصلى ما نه تشخيص نوع حركت است و نه درك علت