ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - شما سست عنصرها دو معصيت بزرگ مرتكب مى شويد
٣٣ ، ٣٤ ، ٣٥ ، ٣٦ ، ٣٧ - فقبحا لكم و ترحا ، حين صرتم غرضا يرمى : يغار عليكم و لا تغيرون و تغزون و لا تغزون و يعصى اللَّه و ترضون ( زشتى و اندوه بر شما باد ، زيرا كه شما نشانه هايى بر تيرهاى دشمن گشتهايد . غارت مى شويد ، و هجوم نمى بريد ، مورد حمله و كشتار قرار مى گيريد ، حمله نمى كنيد . بر امر خدا معصيت مى شود و شما رضايت مى دهيد .
شما سست عنصرها دو معصيت بزرگ مرتكب مى شويد معصيت يكم اين كه - حيات خود و دودمان و جامعهء خود را مانند خس و خاشاك ناچيز زير پاى طوفانهاى نابود كنندهء شمشيرها و خواستههاى دشمنتان پايمال مى كنيد . شما آبروى جان را كه مطلوب مطلق در متن طبيعت است مى ريزيد شما پستتر از هر حيوان پست و محقريد ، هيچ حيوانى پيدا نمى شود كه جان خود را دو دستى به دشمن خود تقديم نمايد . چه معصيتى بزرگتر از اين كه ارزش با ارزشترين واقعيات جهان را كه عبارتست از جان و حيات ، يا نمى شناسيد و يا اگر هم مى شناسيد ، از حفظ و نگهدارى آن ، زبون و ناتوانيد .
نخستين دشمن بىامان و بىرحم شما ، خود شمائيد كه باتلقين ناتوانى بر خويشتن ، قدرت را كه نعمت الهى است محو و نابود مى سازيد .
معصيت دوم - نافرمانى دستورات خداوندى است . مگر نمى بينيد در هر غارت و هجومى كه در جوامع شما صورت مى گيرد ، جانهاى آدميان كه شعاعى از خورشيد الهى بر آنها تابيدن گرفته است ، در خاك و خون مى غلطند مگر نالهها و فريادهاى كودكان خردسال و كهنسالان ناتوان را نمى شنويد مگر از اصول مسلم مكتب شما اين نيست كه اگر در جامعه اى يك مظلوم فرياد بزند و براى نجات جانش كمك بطلبد ، و كسى او را يارى نكند ، همهء مردم آن جامعه مسئول جان آن مظلوم خواهند بود اگر بگويم : شما با آن جنايتكاران در جنايتى كه بجوامع شما وارد مى آورند ، شريك هستيد ، خيلى ناراحت خواهيد گشت ، ابرو درهم خواهيد