ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - اگر عمل عينى آتيلاها و نرونها ، تاريخ انسانى را دردناك ثبت ميكند فلسفه ماكياولىها و رنانها تاريخ انسانى را به فاجعه مبدل مى سازد
٦ - « نژاد كارگر زمين ، سياه پوست است با او خوب و انسانى رفتار كنيد » اين هم يك تناقض نفرتانگيز ديگر كه مى گويد : با نژاد سياه پوست خوب و انسانى رفتار كنيد ، در عين حال مى گويد : اين نژاد سياه پوست ، نژاد كارگر روى زمين است البته مقصود رنان از كارگر معلوم است كه شبانه روز كار كند و رمقى بدست بياورد ، بهمان اندازه كه براى چرخهاى ماشين روغن كارى لازم است . اما اين كه عدالت و انسانيت اقتضاء ميكند كه وضع جوامع عقبافتادگان را طورى تنظيم و اصلاح كنيم كه مغزشان به فعاليت طبيعى خود بيفتد و سرنوشت حيات و آزادى و استقلال خود را بدست خود بگيرد ، رنان كارى با چنين عدالت و انسانيت ندارد .
٧ - « اما آن زندگى كه كارگران ما را عاصى ميكند ، يك چينى يا فلاح عرب را كه بهيچ وجه نظامى نيستند ، خوشبخت ميكند » آيا رنان با اين جملاتش به نژاد اروپا اهانت نمى كند رنان در اين عبارات كه مورد تحليل و انتقاد قرار دادهايم ، چند بار نژاد اروپا را با نظامى گرى توصيف نموده است ، اگر نظاميگرى را درست تحليل كنيد ، به اين نتيجه خواهيد رسيد كه نژاد اروپا در عقيدهء آقاى رنان ناتوانترين نژاد روى زمين است كه به جاى قدرت بر « حيات معقول تكاملى » زندگى خود را با خونهاى مردم آبيارى مى نمايد : يعنى درندگانى منظم و قهرمانانى كه عظمت خود را در سقوط و نابودى ديگران مى بينند اين گناه و خيانت بزرگى است كه رنان در داورى خود در بارهء نژاد اروپا مرتكب مى شود . هشيار باشيد كه رنان و ماكياولى و توماسهابس و هم مكتبان آنان ، جامعه شناس و انسانشناس نيستند ، اينان خبر از واقعيتها و هويت انسانى نمى دهند ، اينان در بارهء انسان توصيف علمى نمى كنند ، بلكه كار اينان صادر كردن دستور و امر به ويرانگرى انسان با دست انساننماها ميباشد . فريب نامها و عناوين پر طمطراق اين متفكرنماها را مخوريد . جامعه شناسى و انسان شناسى چيزيست و صادر كردن دستور