ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٣ - آيا شناخت ، امكانپذير است
٥ - گفته شده است كه ما اگر بيك واحد در مجموعه متشكل جهل داشته باشيم ، بدانجهت كه همهء واحدهاى مجموعهء متشكل با يكديگر مربوطند ، لذا ما هم اجزاء ديگر را نخواهيم شناخت و هم مجموعه متشكل را .
اين استدلال براى رد عقيدهء كسانى خوبست كه ادعاى شناخت مطلق دارند ، نه براى كسانى كه شناخت و معرفتهاى حاصله از ارتباط حواس و ديگر وسايل شناخت با جهان جز من را نسبى مى دانند و با اين معرفتهاى نسبى هدفهاى نسبى و وسايل آنها را در زندگانى خود تأمين مى نمايند . البته ما يك مقدار شناختهاى مطلق داريم كه هيچ عقلى و منطقى نمى تواند آنها را ناديده بگيرد ، مانند اين كه جهان هستى واقعيت دارد و جهان هستى از قانون پيروى ميكند و غير ذلك .
وسائل و ابزار شناخت
وسائل و ابزار شناخت نوع اول - طبيعىترين و ابتدائىترين وسائل و ابزار شناخت حواس طبيعى آدمى است
نوع اول - طبيعىترين و ابتدائىترين وسائل و ابزار شناخت حواس طبيعى آدمى است كه مقدارى از آنها ، اجزائى از كالبد آدمى است . اين اجزاء عبارتند از چشم و گوش و بينى و لامسه و ذائقه . در توضيح و تحليل اين حواس در علوم تشريح و فيزيولوژى اعضاء ، مباحث بسيار فراوان و تحقيقات زياد انجام گرفته است . البته اين مباحث و تحقيقات هنوز بمرحلهء نهائى خود نرسيده است . گفته مى شود شمارهء كتابهائى كه فقط در بارهء ساختمان چشم و فعاليت آن نوشته شده است ، بالغ بر هزاران مجلد ميباشد . آنچه كه ثابت شده است ، اينست كه اين حواس مى توانند واسطه انتقال پديدههاى عينى به سلسلهء اعصاب گشته و آنها را تحت تأثير قرار بدهند يا در آنها منعكس گردند ، ولى اين مسئله وجود دارد كه همهء پديده هائى كه بوسيلهء حواس طبيعى به درون انسان منتقل ميشوند ، همان هويتى را كه در جهان عينى داشتند ، در درون حفظ نمى كنند .