ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢ - زندگى با احساسات تصعيد شده
< شعر > هر كسى از ظن خود شد يار من و ز درون من نجست اسرار من < / شعر > زندگى با احساسات تصعيد شده مقصود از احساسات تصعيد شده اينست كه تأثر روان از انگيزهء احساسات مانند يك معلول ماشينى از يك علت ماشينى نبوده ، بلكه پيش از آنكه انگيزهء احساسات در روان آدمى تأثير ايجاد كند ، از مجموع نيروها و عناصر شخصيت شناخته شده ، ارزيابى شده باشد . هر اندازه كه معرفت آدمى در بارهء آن انگيزهها و شئون مربوط به آنها بيشتر بوده باشد تأثر از آنها معقولتر خواهد بود . بعنوان مثال يك فرد عادى وارد يك منظرهء زيبا و لذت بار مى گردد ، جاى ترديد نيست كه با تماشاى آن منظره احساسات گوناگون اين فرد خواهد جوشيد و ممكن است زيبائى منظرهء مفروض بقدرى عالى باشد كه تماشاگر باصطلاح معمولى از خود بيخود شود . اما اگر فرض كنيم فردى ديگر وارد آن منظره مى شود كه مناظر زيادى را ديده و در بارهء واحدهاى تشكيلدهنده آن و همچنين در بارهء مجموعههاى نسبى و مجموعهء كلى آن مناظر ، معلومات و دريافتهاى فراوانى دارد ، هيچ جاى شك نيست كه اين فرد از منظرهء مفروض ، تأثيرى را كه فرد عادى پيدا ميكند ، نخواهد داشت زيرا انگيزگى و تحريك زيبائى آن منظره بوسيلهء معلومات و دريافتهاى فراوان پيشين تفسر و توجيه شده و كيفيت تأثرش عالىتر و مخلوط با فعاليتهاى ديگر ابعاد روانى او خواهد بود . احساساتى كه بچنين شخصى دست خواهد داد ، احساساتى است تصعيد شده ، نه احساسات خام .
يك مثال ديگر براى توضيح احساسات تصعيد شده در نظر مى گيريم : در كوچه اى جنايتى واقع شده ، جسدى بيجان روى خاك و خون غلطيده و جراحتهاى وارد بر پيكر مفروض ، بيرحمى و شقاوت وقيحانهء قاتل را مجسم نموده و نمايانگر ناتوان شدن مجنى عليه در برابر ضربات بيرحمانهء قاتل