ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - نتيجهء دوم - دچار شدن به بلاها و مصيبتها
نتيجهء سوم - دلهره و اضطراب و تشويش دائمى درون
نتيجهء سوم - دلهره و اضطراب و تشويش دائمى درون - اين يكى از نتايج تباه كنندهء حيات وابسته است كه از احساس جريان ضعيف حيات از يك طرف و از احتمال خشكيدن آن از منبع به وسيلهء عوامل مزاحم طبيعت و درندگان خونخوار از طرف ديگر و در آميختن آب حيات با گل و خس و خاشاك و لجنهاى خواستههاى ديگران ، ناشى مى گردد . اين دلهره و اضطراب همراه با وسوسه هايى است كه از تزلزل دائمى حيات ناشى مى گردد . آيا فردا من مى توانم آن كارى را كه مى خواهم انجام بدهم معلوم نيست ، تا ديگران چه بخواهند آيا من مى توانم آن موضوع را هدف قرار بدهم و براى وصول به آن وسايلى را انتخاب كنم معلوم نيست ، تا ديگران چه بخواهند آيا من مى توانم فلان موضوع را زيبا تلقى كنم معلوم نيست ، تا ديگران چه بخواهند اصلا آيا من زنده هستم ، پس كو مختصات زندگى معلوم نيست تا ديگران چه بخواهند شگفتا ، بنا بر اين ، شما « ديگران » مى گوئيد : من زنده نيستم من زندهام زيرا مى خواهم ، مى دانم ، مى انديشم ، حواس من كار ميكنند اگر سقف اطاق در حال فرود آمدن باشد ، از زير آن فرار ميكنم ، چطور من نيستم بلى ، ما نمى گوئيم شما نيستيد ، مى گوئيم هستى شما وابسته به خواست ديگران است ، تا خواست ديگران در بارهء زندگى شما چه باشد . نتيجهء چنين زندگى اينست كه آدمى به شمارهء احتمالات خواستهء ديگران كه چگونگى زندگيش مربوط به آن است ، عواملى براى وسوسه و دلهره و اضطراب داشته باشد . ولى آن زندگى كه با هشيارى و آزادى خود آدمى ادامه پيدا ميكند در معرض دلهره و اضطراب و تشويش و احتمالات متضاد قرار نمى گيرد ، اين زندگى احتياج به تكاپو و جهاد دارد . اين زندگى متزلزل و وابسته از آرزوها اشباع مى شود و با هذيانها و سرسامگوئىها مستهلك مى گردد .
نتيجه چهارم - شكست در برابر حق و پيروزى حق بر اعراض كننده از جهاد
نتيجه چهارم - شكست در برابر حق و پيروزى حق بر اعراض كننده از جهاد - اين هم يك نتيجه كاملا بديهى است كه اعراض از تكاپو و جهاد در دنبال خود مى آورد .