ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - شما كه خود را فريب دادهايد ، چه كسى مى تواند از فريبكارى شما نجات پيدا كند
شما را در اقدامهاى حياتى سردرگم و كلافه نمايد آيا من شما را با دستور به جنگ و پيكار ، روانهء كوه و دشت و هامون و سنگلاخها و خارستانها مى نمايم و خود در كاخهاى مجلل و باشكوه روى بستر پرنيان سر بر بالش پر قومى نهم آيا من شما را به ميدان نبرد كه نيزارى از شمشيرها و نيزهها است مى فرستم و سپس خود در باغهاى ارم و زير سايهء درختان با طراوت و لب چشمه سارها مى آرامم و گوش به ترانههاى بلبلان خوشخوان مى دهم آيا وضع من در خوراك و لباس و مسكن و ديگر وسايل زندگى از شما بهتر است آيا كسى ديگر را سراغ داريد كه بيش از من شيفتهء حق و حقيقت و تكاپوگرتر از من در رسانيدن جامعه به آرمانهاى « حيات معقول » بوده باشد آيا شما را روانهء ميدان كارزار كه مرز زندگى و مرگست مى نمايم و سپس خود در لذايذ زندگى غوطه ور ميشوم برخيزيد ، و جان خود را فريب ندهيد .
١٧ ، ١٨ ، ١٩ - المغرور و الله من غررتموه و من فاز بكم فقد فاز و الله بالسّهم الاخيب و من رمى بكم فقد رمى بافوق ناصل ( سوگند بخدا ، فريب تباه كننده خورد كسى كه شما او را فريب داديد .
سوگند بخدا ، كسى كه شما را وسيلهء برد قرارداد [ بازنده ترين ] نوميد - كننده ترين سهم را برگزيد ) شما كه خود را فريب دادهايد ، چه كسى مى تواند از فريبكارى شما نجات پيدا كند مردم آن جامعه كه بجاى عمل با سخن خود را بفريبد و بجاى منطق و تعقل با تخيل و آرزوهاى غير قابل تحقق خود را گول بزند . زندگى امروزش را با وعدهء فردا آبيارى نمايد ، همواره از هدفها دم بزند و بدنبال تحصيل وسيله نرود ، چنين مردمى كه هرگز سخن راست بخويشتن نگفته و دائماً در حال فريفتن خويشتن است ، چگونه مى تواند مورد اطمينان براى كس ديگر باشد و