ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠
مراحل دو گانهء شهادت
مراحل دو گانهء شهادت براى هر شهيدى مى توان سه مرحله را تصور نمود :
مرحلهء يكم - دوران زندگى معمولى .
مرحلهء يكم - دوران زندگى معمولى .
در اين مرحله شخصيت شهيد مانند هر انسانى ديگر ، هدفهايى را براى خود انتخاب و در راه وصول به آنها تلاش مى نمايد . لذايذى دارد و آلامى ، پيروزيهائى دارد و شكستهائى ، و بطور خلاصه انسانى است زنده و در راه ادامهء زندگى هرگونه شرايط مناسب را مى جويد و با هرگونه عامل مزاحم ادامهء زندگى مبارزه مى نمايد . البته نمى گوئيم هر فردى كه پايان زندگيش به شهادت ميانجامد ، راه شهادت را از همين مرحله انتخاب ميكند . ولى مى توان با تحليل صحيح در شخصيتهايى بزرگ كه زندگى خود را با شهادت به پايان مى رسانند ، تا حدودى مسير آنان را در ارزيابى زندگى و مرگ تشخيص داد . سرتاسر زندگى على بن ابي طالب عليه السلام ، چنان با ارزيابى همه جانبه در بارهء زندگى و مرگ و هدف اعلاى حيات گذشته است كه مى توان گفت : هر لحظه اى از زندگى او مركب از دو عنصر حضور در طبيعت و حضور در بارگاه الهى بوده است . بهمين جهت است كه بايد گفت : انسانهايى بنام على بن ابي طالب و حسن بن على و حسين بن على عليهم السلام و آنانكه حقيقتا پيروان آنان مى باشند ، حتى در حال شديدترين ارتباط با طبيعت ، در حال شهادت بسر مى برند .
امير المؤمنين ( ع ) مى گويد : « مرگ براى من چيز تازه اى را كه ناگوار باشد نشان نداده است . » « سوگند به يزدان پاك هيچگونه پروائى ندارم كه من به طرف مرگ حركت كنم يا مرگ بر من وارد شود » ، « قسم به خداوند بزرگ ، فرزند ابي طالب به مرگ مأنوستر است از كودك شيرخوار به پستان مادر » لذا درست است كه امير المؤمنين و امام حسن ( ع ) در ميدان كارزار رسمى در ميان صفآرائىهاى طرفين شهيد نشدند ، ولى با نظر به شدت ناملائمات و گرفتارى آن دو بزرگوار در ميان خود كامكان خودخواه و فريبخوردگان