ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - ترجمهء خطبهء بيست و هشتم
حواس و ذهن و شكل جهان طبيعت بكار برده است كه سريعترين حركت لا ينقطع را بصورت ثابتهائى در برابر لمس ما و ديدگان ما تجسم بخشيده است ، كه به ستارهها مى نگريم و مى گوئيم اينها همان ستارگانى هستند كه ديشب ديده بوديم . به درختان مى نگريم و چنين مى پنداريم كه همان درختانى هستند كه ديروز از آنها ميوه چيدهايم . اين انسانها موجوداتى هستند كه ساليان متمادى با آنان در حال ارتباط هستيم . اين همان صندلى است كه چند ماه است در اتاق من قرار گرفته و من از آن بهره بردارى مى نمايم اگر نمايش ثابت در حقايق و رويدادهائى كه در عالم طبيعت پيرامون ما را گرفتهاند ، وجود نداشت با اين حواس و ذهن كه ما داريم حتى يك لحظه هم نمى توانستيم با اين حقايق و رويدادها رابطه اى برقرار نمائيم بقول مولانا :
< شعر > شاخ آتش را بجنبانى بساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى خلقت از تيزى صنع مى نمايد سرعت انگيزى صنع < / شعر > پس واقعيات جهان طبيعت در همان لحظه كه از آينده مى رسد و سلام مى گويد ، همان سلامى كه كرده است ، وداع آخرين را هم در برداشته هرگز بار ديگر با ما روياروى نخواهد گشت . براى درك گذشت لحظات زمان ، نخست بر اين جملات زيبا بنگريد : « وقتى كه ترس ساعت تلخ آخرين ، روح ترا چون سايهء تيره اى در بر گيرد و تجسم مناظر دهشتزاى رنج احتضار و كفن مرگ و تابوت و ظلمت جاودانى و گور تنگ و تاريك به لرزه ات در آورد و دلت را به چنگ غم و اضطراب بسپارد ، بزير آسمان رو ، گوش بزمين ، به آبها ، به فضاى پهناور ده ، گوش كن كه مى گويند : روزى چند ديگر خورشيد در مسير خود بهمه جا خواهد نگريست و اثرى از تو نخواهد يافت ، نه در روى زمينت خواهد يافت نه در دل خاك سرد كه كالبد بيجانت را اشك ريزان در آن نهاده بودند ، نه در دل اقيانوس كه خشكيها را در برگرفته است . زمين كه ديرى غذايت داده بود ، طلبش را از تو مطالبه خواهد كرد و ترا دوباره بصورت