ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - آيا شناخت ، امكانپذير است
منعكس شوند . دليل اين مدعا سه مسئله است : مسئله يكم - اينست كه اين ابزار و ادوات با دست بشر ساخته و تابع حذف و انتخاب بشر در اجزاء و روابط عالم هستى است ، باين معنى كه ميكرسكپ براى نشان دادن ذرات بسيار كوچك كه با چشم غير مسلح ديده نمى شوند ، ساخته شده است ، چرا براى اين كه ما مى خواهم آن ميكربها را ببينيم و شكل و هويت و كار آنها را كه مى توانند از راه ميكرسكپ وارد ذهن ما شده و به شناخت ما در بارهء ميكربها كمك كنند ، بدانيم .
مسئلهء دوم - آنچه را كه وسايل و ابزار در اختيار ما مى گذارند ، همراه با بازتاب و عكس العمل هويت خود آن وسايل و ابزار ميباشد كه در اصطلاح فلسفهء مغرب زمين « كوزال كار اكتريستيك » مى نامند و ما آن را كيفيت علتپذيرى مى ناميم . بعنوان مثال : پديدهء حرارت را پشم بطور خاص منعكس ميكند ، چوب بطور ديگر ، بدن آدمى ، جيوه ، چرم ، سيمان ، خاك ، سنگ . . . . هر يك از اين موجودات اطلاع خاصى از حرارت بما مى دهد كه بستگى به هويت و كيفيت آن دارد . ذره بين در يك مجموعه معينى ستارگان را با شكل خاصى نشان مى دهد ، اگر اندك تغييرى در ذره بين و واحدهاى مجموعه اى كه در موقعيت خاص ذره بين دخالت مى ورزند ، صورت بگيرد ، نتيجهء كار آن دگرگون خواهد گشت .
مسئلهء سوم - چنين فرض كنيم كه وسائل و ابزار مصنوعى در هنگام منتقل ساختن اطلاعات براى ما كمترين واكنش و بازتابى نداشته و مى توانند واقعيات را دست نخورده از دالان خود عبور بدهند ، بالاخره تحويل گيرندهء آن اطلاعات حواس و ذهن آدمى است . بدين ترتيب ، باز با همان مسئله روبرو خواهيم گشت : كه يك كليد از جهان برونى ، قفلى را كه در درون باز خواهد كرد يك قفل مشخص با ساختمان و تركيب مشخص نمى باشد . اين مسئله در مبحث « شيئى براى خود و شيئى براى ما » ( تماشاگرى و بازيگرى ما