ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى خود را در نبرد با خودخواهى از دست داده اند
حياتبخش كرهء زمين به كارگاههاى اسلحه سازى و وسايل تخدير و كالاهايى كه با ايجاد تقاضاهاى مصنوعى سود كلان به جيب سوداگران بريزد و دودش را به فضا و تفالههاى تباه كننده اش را به آبهايى كه مواد حيات جانداران را تأمين مى نمايد .
٧ - رقابت و تضاد آدمى با خود و منتفى شدن احساس هرگونه وحدت در مسير حيات و اشتغال دائمى به سركوبى عقل و وجدان خويشتن .
٨ - سستى احساس كه تدريجاً كسها را به چيزها تبديل مى نمايد .
٩ - تباهى وراثتى .
١٠ - سنتشكنى بىعلت و متزلزل شدن پايههاى حياتبخش فرهنگها .
١١ - گم كردن هدف و فلسفهء زندگى و گرايش به پوچى .
١٢ - بىاطمينانى و نگرانى از آينده .
١٣ - از دست رفتن اعتبار و اشتياق به جهانبينىها .
١٤ - بيمارى مرگبار « از خود بيگانگى » .
مسلم است كه اگر كارخانهء تنازع در بقاء به اين اصلحسازىها ادامه بدهد ، آخرين اصلحى كه از اين كارخانه زائيده خواهد شد ، پرنده ايست كه در قاموس حيوانات بوم خرابه نشين ناميده مى شود كه از آن كارخانه بپرواز در آمده روى تلها و ويرانههاى جوامع و تمدن نشسته ، بانگ واى سرخواهد داد .
قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى خود را در نبرد با خودخواهى از دست داده اند ١ - اولين قربانى تمايل قدرتپرستان ، آگاهى و شعور واقعبينانهء خود قدرتپرست است ، زيرا ماهيت قدرت ، حقيقتى است ناآگاه و بىهدف كه با جاذبيت خود ، شخصيت قدرتمند را تا مرحلهء نابودى به دنبال خود مى كشد .
٢ - بزرگترين و با ارزشترين امتيازى را كه شيفتگان دلباختهء قدرت ،