ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - ٢ - شرايط شناخت با نظر به چگونگى شناختى كه مطلوب است
خود استشمام كنم تا به واقعيت آن دو اعتراف كنم و بايستى صداى آن همه روابط ضرورى را كه در قوانين ميان موضوع و محمول وجود دارد با گوشم بشنوم يا با چشمم ببينم يا با لامسهام لمس نمايم بنا بر اين با اهميتترين شرط شناخت با نظر به موضوعى كه براى شناخت مطرح مى گردد ، تشخيص كانالى است كه آن موضوع بايد از آن عبور كند . اگر خطاى گروهى از مردم در مسائل فوق منحصر بود ، چندان اشكالى بوجود نمى آمد ، زيرا مشاهدات و تجربههاى مستقيم و غير مستقيم از عهدهء روشن ساختن خطاها و اشتباهات مردم در تشخيص كانال انتقال برميايد .
ولى موضوعات ديگرى وجود دارد كه خطاهاى مزبور در آنها به تباهى و بىاساسى حيات آدمى منتهى مى گردد ، مانند اين كه اگر حيات آدمى هدف اعلائى داشت ، مى بايست من آنرا با چشم طبيعى يا بوسيلهء دستگاههاى تعبيه شده براى ديدن ، عميقتر و روشنتر مى ديدم اگر وجدان واقعيت داشت ، من آنرا مى ديدم يا مشنيدم يا استشمام مى كردم ، اگر عدالت و آزادى و احساس تعهد واقعيتهائى بودند يا بوسيلهء حواس و يا بوسيلهء دستگاههاى دقيق آنها را در ذهن خود منعكس مى ساختم ٢ - شرايط شناخت با نظر به چگونگى شناختى كه مطلوب است براى كسى كه شناخت مطلوب عبارتست از درك معلول با شناخت علت يا علل آن ، بدون ترديد بايستى جنبههاى گوناگون علت و رابطهء آنرا با معلول در نظر بگيرد ، همچنين اگر شناخت مطلوب ، شناخت يقينى باشد ، قطعاً مقدمات آن بايستى يقينآور انتخاب شود . اگر شناخت مطلوب ، آن دركى باشد كه بتواند از عهدهء تأمين احتمالات مخالف نيز برآيد ، مسلماً بايستى همهء آن احتمالات مطرح و حساب درك مفروض را با آن احتمالات تصفيه نمود . و اگر از شناخت معلولى به سراغ شناخت علتش برويم ، بدون ترديد شناخت ما در بارهء آن علت ناقص خواهد بود ، شرط تحصيل شناخت كامل در بارهء علت ضميمه كردن