ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - در اين درگه شبى بيدار باشيد
آفرينش و شكوفائىها و خندههاى روانى و لذايذ معقول را عامل گرايش به خدا و فوق طبيعت تلقى مى نمايند . و با نظر به ريشههاى اصلى دينگرايى و با نظر به دو گروه مخالف در عامل دينگرايى به اين نتيجه قطعى مى رسيم كه در هم آميختن هويت و عوامل اصيل دينگرائى با طرز برداشت انسانها در موقعيت - هاى مختلف از دين ، كار نادرستى است كه ممكن است مسائل انسانشناسى را تاريك و ابهامانگيز نمايد . يكى از بهترين منابع اين حقيقت كه با نظر به ريشههاى عميق خداگرايى بايستى حالات خوشى و ناخوشى انسانها در برابر دين فرق ننمايد ، همين جملهء امير المؤمنين عليه السلام است كه مى فرمايد : « در هنگام خوشى و رغبت چنان عمل كنيد كه در موقع ترس و وحشت عمل مى كنيد . » ٢٠ ، ٢١ - الا و انّى لم ار كالجنّة نام طالبها و لا كالنّار نام هاربها ( هشيار باشيد ، من نديدهام مانند كسى را كه جوياى بهشت باشد و بخوابد و گريزان از آتش باشد و در خواب فرو رود ) در اين درگه شبى بيدار باشيد اجزاء عالم هستى بيكران چنان بىسروصدا و خاموش بكار خود مشغولند كه ما در خواب رفتگان گهوارهء طبيعت چنين مى پنداريم كه همهء كاينات اين جهان سترگ بخواب عميق فرو رفتهاند . همهء ما ديدهايم كه وقتى شخص يا اشخاصى در پيرامون ما بخواب فرو روند ، تدريجاً ما را هم خواب در خود فرو مى برد . آنچه كه در بارهء آن نمى انديشيم اينست گه گهوارهء ما با نظم و قانون حيرتانگيزى در حركت است وقتى كه بيدار مى شويم ، بهر سو مى نگريم حركت را با نظم و قانون مى بينيم ، قوانين همهء علوم با گوياترين بيان بىصدا فرياد مى زنند :
< شعر > قطره اى كز جويبارى مى رود از پى انجام كارى مى رود < / شعر > پروين اعتصامى بلى خود همين قوانين مى گويند كه :