ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٧ - ترجمهء خطبهء بيست و هشتم
باشد ولى مى دانيم كه حركت نور كمترين ارزشى در برابر حركت دست يك انسان ندارد كه براى خورانيدن يك جرعه شربت براى بيمارى كه نياز به آن دارد بكار مى فتد . حركت يك انسان از كرهء زمين به كرهء ماه با يك تحول انقلابى درونى وى از پستى به رذالت ، چگونه قابل مقايسه ميباشد اگر يك انسان با سرعتى فوق سرعت نور [ اگر قابل تصور باشد ] همهء كهكشانها را در هم نوردد و برگردد ، ولى دو قدم براى انسانى كه در آتش مى سوزد و يا در آب غرق مى شود حركت نكند ، چه كارى انجام داده است حركت مطلوب ما انسانها است ، اما آن حركتى كه در اصطلاح رهروان كوى حقيقت معراج ناميده مى شود - < شعر > نه چو معراج زمينى تا قمر بلكه چون معراج كلكى تا شكر < / شعر > ( مولوى ) در دوران ما مسابقه در سرعت حركات بشدت در جريانست ، اين مسابقه تنها براى سلطه به كرات فضائى است كه اگر تكاپوهاى زمينى براى سبقت گرفتن در ميدان تنازع در بقاء كفايتشان نكند ، از تسخير كرات فضائى بهره - بردارى نموده و در همان دور دستها به تعقيب يكديگر خواهند پرداخت .
اگر اين حركتها و سير و سياحتها در كرات و فضاهاى بسيار دور براى مسابقه در خواندن كتاب تكوينى الهى و بهره بردارى براى « حيات معقول » انجام مى گرفت ، اولين نتيجه اى كه مى داد ، خواب آرام چهار ميليارد و نيم نفوس كرهء زمين بود كه از آغاز حركت به فضاها و كرات ، به چشمان آنان راه نيافته است كه آيا شيپور مسابقه را براى آدمكشى امروز بصدا در مى آورند يا فردا . در عنوان بحث گفتيم : زندگى آدمى حركتى طبيعى است كه فقط از آغاز هشيارى به حركت انسانى تحول مى يابد و دنيا براى او ميدان مسابقه مى گردد - مسابقه در خير و كمال . معناى مسابقه آن مفهوم معمولى و رايج در ميان مردم نيست كه با تحرك حس رقابت صورت مى گيرد ، بلكه منظور اينست