ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - پيروزى چه معنا مى دهد
به قدرتپرستى و انسانكشى چيز ديگريست .
پيروزى چه معنا مى دهد بدانجهت كه دو مفهوم پيروزى و شكست كه بطور متضاد در فرهنگ عمومى بشرى روياروى هم قرار مى گيرند ، از اهميت حياتى برخوردارند و از آن مفاهيم هستند كه مادامى كه حركت و دگرگونى مثبت و منفى در دنيا وجود دارد ، اين دو مفهوم متضاد هم پايدار خواهند ماند ، مخصوصا در اين مبحث « آيا حق پيروز است يا قدرت » عنصر اساسى بررسى ما ميباشد ، لذا مجبوريم توضيح مختصرى در بارهء اين دو مفهوم بياوريم . البته چون شكست مفهوم مقابل پيروزى است . اگر پيروزى را تفسير كنيم در حقيقت مفهوم ضد آن را نيز كه شكست است ، مى توانيم درك كنيم .
گر چه در ذهن مردم ، مفهوم پيروزى يك حقيقت مشخص نيست ، ولى آن مفاهيمى كه بازگوكنندهء پيروزى در نظر مردم است بيك جامع مشترك برميگردد كه عبارتست از تغيير دادن موقعيت يك موجود كه مقاومتى براى حفظ آن موقعيت داشته و با جبر تغيير دهنده ، آنرا پذيرفته است . در اين جريان عامل تغييردهنده پيروز و آنچه كه تغيير يافته است مغلوب و شكست خورده است .
ما براى توضيح پيروزى دو نوع عمدهء آنرا در نظر مى گيريم : نوع يكم - به فعليت رسيدن استعدادهاى مثبت آدمى با برخوردارى از آزادى در مسير كمال . قدرتى كه در اين جريان نصيب يك انسان يا يك جامعه مى گردد ، هيچ موجودى را با شكست روبرو نمى سازد ، بلكه هر موجود پليد و ساقط از هويت اصلى خود را از سر راه خود برميدارد و با همهء موجودات ديگر رابطهء سازندگى در مسير كمال برقرار مى نمايد . اين پيروزى تغييراتى را كه بوجود مى آورد ، تغييرات تكاملى است ، اگر چه موجودات ناقص در برابر آن مقاومت نمايند ، شكستن مقاومت موجودات ناقص براى بهره ورساختن