ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٣ - ٩ - يقين
تكرار نباشد ، قابل بررسى علمى نخواهد بود ، زيرا اين اثر يك جزئى حقيقى و مشخصى است كه نمى تواند منشاء انتزاع قانون كلى و يا موردى براى تطبيق قانون كلى بوده باشد . در نتيجه بررسى مجموع جهان هستى كه يك واحد متشكل است و حد اقل براى ما قابل تكرار و تعدد نمى باشد ، خارج از ديدگاه علمى است . همچنين بررسى در ذات و ماهيت خدا ( نه اصل وجود او ) كه نه قابل تعدد است و نه قابل تكرار ، موضوعى فوق علم است ، دليل اين شرط عبارتست از اين كه در صورت وحدت حقيقى موضوع ، هيچ جريان تغيير - دهنده اى در آن بوجود نمى آيد كه بازتاب موضوع مفروض در برابر آن تغييرات معلول علتى باشد كه گفته شود : آن علت بطور كلى داراى چنان معلولى است و مى تواند در مصاديق موضوع مفروض ، معلول يا اثر و مختص را بوجود بياورد . اين شرط را باضافهء توضيح و استدلالى كه بيان كرديم ، براى يك قضيهء علمى مطرح كردهاند . يك نكتهء مهمى كه در اينجا بايد متذكر شويم ، اينست كه در جهان عينى و ذهنى هيچ پديده و واقعيتى قابل تكرار و تعدد حقيقى نيست ، و هر چه كه تحقق پيدا مى كند ، شخصى و به اصطلاح منطقى جزئى حقيقى است كه تكرار و تعددش امكانپذير نيست .
آنچه كه ما آنرا تكرار مى نمائيم جريان مشابه و امثال پديدهها و واقعيتها است كه در جهان عينى و ذهنى بوجود مى آيد . در حقيقت اين جريان شبيه به جريان فوتونهاى نور است كه بجهت شباهت آنها در هويت و خاصيت ، نمايش تكرار دارد ، در صورتى كه هيچ يك از فوتونها پس از آنكه تحقق يافت و بجريان افتاد ، نه قابل تكرار است و نه قابل تعدد . بنا بر اين بايد گفت : يكى از شرايط قضيهء علمى آن است كه بازگو كنندهء جريان واحدهائى مشابه و مثل در جهان واقعيتها بوده باشد .
٩ - يقين كلمهء يقين داراى مفهومى صيقلىتر از قطع و جزم علم است . يقين آن