ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - آيا شناخت ، امكانپذير است
آيا شناخت ، امكانپذير است حتماً از مطرح كردن اين سؤال در شگفتى فرو خواهيد رفت كه اصلا چطور شده چنين سؤالى به ذهن بشرى خطور كرده است كه « آيا شناخت امكان پذير است » بلى ، اين سؤال مطرح شده است و اگر وضع روانىتان را بتوانيد مهار كنيد ، پاسخ اين سؤال را از سوفسطائيها بشنويد كه مى گويند : « نه هرگز » ، ما نمى توانيم بهيچ چيزى شناخت پيدا كنيم آرى ، مطالعه كنندهء محترم بازيگريهاى ذهن بشرى از اين بازيچهها بسيار دارد . مگر يادتان نيست كه نيهيليست مى گويد : من به وجود خودم هم اطمينان ندارم مثل اين كه به يك كودك بگوئيد : حرف بزن ، مگر زبان ندارى او در پاسخ شما بگويد : نه خير ، من زبان ندارم بهر حال به سوفسطائىها نسبت داده شده است كه آنان امكان شناخت را نفى كردهاند . مطالبى را كه ممكن است براى ادعاى خود مستند قرار بدهند ، متذكر مى شويم و پاسخهايى كه بنظر مى رسد مطرح مى نمائيم : ١ - اختلاف در موضعگيرىهاى درككننده كه موجب اختلاف در درك شدهها ميباشد . يك كوه بسيار مرتفع را از فاصلهء دور مانند يك تپه مى بينيم .
پنكهء پرقى در حال حركت را يك دائره درك مى كنيم . در كنار خط راه آهن مى ايستيم ، دو خط از برابر چشمان ما مى گذرد ، هر چه كه بدورتر مى نگريم اين دو خط بيكديگر نزديك ميشوند و كم كم به صورت يك زاويه و سپس يك خط ديده ميشوند . اگر سه استكان آب داشته باشيم ، آبى كه در استكان دست