ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢١ - فهرست مطالب
پس من با كه سخن بگويم ١٩٠ كلامكم يوهى الصم الصلاب و فعلكم يطمع فيكم الاعداء تقولون فى المجالس كيت كيت ، فاذا جاء القتال قلتم حيدى حياد ١٩٠ با حماسه در سخنپردازىها صخرههاى سخت را متلاشى مى كنند ولى خود در برابر اراده دشمن متلاشى ميشوند ١٩١ ما عزت دعوة من دعاكم و لا استراح قلب من قاساكم ١٩٢ نه ارزش دعوت به حق را درك مى كنيد و نه قلبى را كه براى شما مى تپد تشخيص مى دهيد ١٩٢ اعاليل باضاليل . و سالتمونى التطويل دفاع ذى الدين المطول لا يمنع الضيم الذليل و لا يدرك الحق الا بالجد ١٩٣ اين قدر خود را فريب ندهيد ، دين جان خود را بتأخير نيندازيد حق شوخى ناپذير است ١٩٤ اى دار بعد داركم تمنعون و مع اى امام بعدى تقاتلون ١٩٥ از وطن خود دفاع كنيد و رهبرتان را بشناسيد ١٩٥ وطن چيست و آيا حب الوطن مطلوب حق است ١٩٥ آيا وطندوستى مطلوب مطلق است ١٩٨ چون وطن دوستى معلول حب ذات است ، لذا محبت بوطن قابل شدت و ضعف است ١٩٩ وطن از ديدگاه قرآن ٢٠١ آيات گروه يكم ٢٠١ آيات گروه دوم ٢٠٣ آيات گروه سوم ٢٠٤ آيا ممكن است كرهء زمين روزى بشكل يك وطن واقعى براى عموم انسانها از هر نژاد و هر مكتب كه بوده باشند در آيد ٢٠٥ نتيجهء مباحث وطندوستى ٢٠٦ - ٢٠٥ پس از من ، با رهبرى كدامين پيشوا پيكار خواهيد كرد ٢٠٧ المغرور و اللَّه من غررتموه و من فاز بكم فقد فاز و اللَّه بالسهم الاخيب و من رمى بكم فقد رمى بافوق فاصل ٢٠٨ شما كه خود را فريب دادهايد چه كسى مى تواند از فريبكارى شما نجات پيدا كند ٢٠٨ اصبحت و اللَّه لا اصدق قرلكم و لا اطمع فى نصركم و لا اوعد العدو بكم ٢٠٩ سخنانتان از اعتبار افتاده است ٢٠٩