ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٣ - گروه هشتم از آيات نابودى باطل و فناى آنرا بعنوان مقتضاى مشيت دائمى الهى گوشزد مى نمايد
سرخوشند و در هنگام روياروئى با آن قوانين جدى مانند اين كه خود را در برابر كار انجام شده اى ببينند با قدرتى كه دارند با آن قوانين روبرو ميشوند و در صورت ناتوانى مانند برگهاى خزان ديده اى كه برابر بادهاى طوفانى تسليم مى شوند ، خود را در برابر قدرت قوانين حاكمه در طبيعت تسليم ميكنند و موجوديت خود را مى بازند .
نوع سوم - بازيگرانى هستند كه به غوطه ور شدن در هوى قناعت نكرده در عالم خيال و رؤياهاى اميال خود مى خواهند كه تكليف عالم هستى را معين كنند و چنين مى پندارند كه هر قانون و حقيقتى كه مخالف خواستههاى آنان به جريان مى افتد ، خطائى است از طبيعت كه بر سر آنان فرود آمده است و اگر توانائى داشتند جهان هستى را برهم زده و دانههاى گوناگون اين تسبيح را با طناب هواهاى خود وصل مى كردند ، بعنوان مثال اگر آنان مى خواستند كه جاذبيت در كرات به شكل زيباروئى مجسم شده غريزهء جنسى آنان را اشباع نمايد ، مانع نداشته باشد و اگر بخواهند كهكشانها اسكناسهائى شوند و در جيب آنان فرو روند ، بدون كمترين زحمت و كار ، اين خواستهء آنان عملى شود و براى اين كه يك منظرهء زيباى ديگرى را در فضا ببينند سحابىهاى اوليه در سقف خانه شان پديدار شوند و آنان از تماشاى آنها لذت ببرند و اگر ميل داشته باشند در موقع تشنگى سوزان به جاى خوردن آب گوارا ، يك انسان را بكشند و اگر ميلشان بخواهد ، دانشهاى اولين و آخرين را در يك ليوان آب خوردن به مغزشان سرازير نمايند آرى . اين بازيگران مى خواهند همهء اين اميال و هوىها برآورده شوند گروه هشتم از آيات نابودى باطل و فناى آنرا بعنوان مقتضاى مشيت دائمى الهى گوشزد مى نمايد :
( وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ ) ( قطعاً باطل رفتنى و نابود شدنى است ) ولى ظهور حق و تحقق آن در عرصهء حيات بعنوان يك پديدهء عينى دائمى