ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى خود را در نبرد با خودخواهى از دست داده اند
و آزادى و قانون است . در نظر قدرتپرستان : فقط قدرت است كه ملاك همهء نيك و بدها و زشت و زيباييها و هشياريها و ناهشياريها است با اين تناقض حيرتآور كه هويت قدرت در ديدگاه قدرت پرستان دارد و حمايتكنندگان آن هم تاريخ بشرى را با همين هويت تفسير و توجيه ميكنند ، باز ادعاى تكامل عقلائى در و ديوار قرن بيستم را مى لرزاند ٩ - آنچه كه براى شخص قدرتمند مطرح نيست ، نسبيت و وابستگى قدرتى است كه بدست آورده است . لذا او خود را از تهديد گذشت زمان كه فرسايندهء قدرت و بروز حوادث غير قابل پيشبينى و دگرگونيها در هدفگيرى و انتخاب وسيله بجهت دگرگون شدن واحدهاى سيستم انسان و طبيعت كه هميشه باز است و بروز تغييرات در فعاليتهاى مغزى و روانى خود او و يا رقيبانى كه به اصطلاح معمولى چهار چشمى در كمين او نشستهاند و غير ذلك در امان مى بيند ١٠ - هيچ ناتوانى وقيحتر از آن نيست كه بردهء يك پديدهء خود را مالك آن تلقى نمايد . اين بردگان قدرت هرگز به ذهن خود خطور نمى دهند كه بردگان ناهشيار قدرتى هستند كه وابسته به صدها عامل انسانى و طبيعى ميباشد .
اينان قدرتى را مى پرستند كه از هزاران مثبتها و منفىها غير اختيارى و نامعلوم عبور مى كند و در اختيار آنان قرار مى گيرد و آنان هم با تمام ساده لوحى مستانه گمان مى برند كه با همهء آزادى و اختيار قدرت را بدست آورده و مى توانند آنرا با كمال هشيارى و آزادى حفظ نمايند مثلا آن بيمارى كه در كودكى يا جوانى بسراغش آمده بود ، با خوردن يك غذاى مفيد كه كمترين اطلاعى از خواص طبى آن نداشته است ، منفى گشته است . دشمنانى كه او را براى از بين بردن تعقيبش مى كردند راه را گم كرده او را نديدهاند . پس از عبور از دامنهء كوهى بهمنى سرازير شده است كه اگر چند لحظه در عبور از دامنهء كوه تأخير ميكرد ، زير آن بهمن متلاشى مى گشت . اين منفىها كه براى قدرتمند ، كانالى