ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - ١ - مقدمهء نخستين برقرار شدن ارتباط ابتدائى ميان ذهن و موضوع
١ - مقدمهء نخستين برقرار شدن ارتباط ابتدائى ميان ذهن و موضوع با تحقق اين ارتباط ذهن از راه حواس كه وسيله هائى براى انتقال صورى از موضوعات بذهن مى باشند ، متأثر مى گردد . اگر ارتباطى بين ذهن و موضوع خارج از ذهن برقرار نگردد ، شناختى بوجود نمى آيد . اين مطلب منافاتى با آن ندارد كه گفته مى شود مغز انسانى بذرهاى اصلى معرفت را با خود مى آورد و يا مقدارى از مفاهيم و اصول كلى در مغز آدمى از موقع تولد وجود دارد . زيرا بهر تقدير كه در نظر بگيريم بدون برقرار شدن ارتباط ذهن با موضوعات خارجى ، شناختى در ذهن بوجود نمى آيد خواه معتقد باشيم به اين كه بذرهاى اصلى همهء شناختها در مغز آدميان كاشته شده است كه برقرارى ارتباط با خارج از ذهن كانالى را بوجود مى آورد كه انعكاس موضوعات و روابط آنها در جهان خارجى مانند آب از آن كانال عبور نموده و بذرهاى كاشته شده معرفت را آبيارى ميكند و خواه معتقد باشيم به اين كه ذهن آدمى مانند صفحهء سفيدى است كه با برقرار شدن ارتباط ميان دو قطب ذهنى و عينى صفحهء سفيد ذهن منقوش مى گردد . بالاخره مشاهدات و تجربيات بطور كلى چنين نشان مى دهد كه برقرارى تماس و ارتباط اولين مقدمهء اساسى بروز شناخت است . اين مسئله را بايد خاطرنشان سازيم كه انتقال صور و اشكال موضوعات عينى به ذهن از يك مسير خلاء عبور نمى كنند ، بلكه آن صور پس از آنكه در حوزهء ارتباط قرار گرفت از ميان پديدههاى فيزيكى مانند نور و فاصلههاى كم و بيش و عواملى ديگر كه بطور مستقيم موضوع عينى را احاطه كردهاند براى عبور از كانال حواس يا آزمايشگاه آماده مى شود ، در اين عبور ، موضوع شناخت ناب و محض بودن خود را نمى تواند حفظ نموده و آن چنانكه هست از كانال حواس عبور نمايد و پس از آنكه از كانال مزبور عبور كرد ، وارد صحنهء ذهن مى شود كه پيش از آن شاهد انعكاسات و فعاليتهاى گوناگونى بوده و از ترشحات اصول و قوانين پذيرفته شده در امان نمى باشد ، اين مسائل