ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٨ - ٩ - يقين
و رشد يافته در بررسى و قضاوت خود ، كار صحيحى انجام داده است ، يا بخطا رفته است اين بررسى كننده و داور چيست ما حتى مى توانيم اين عمل بسيار دقيق و ظريف بررسى و داورى را تا بىنهايت ادامه بدهيم ، يعنى بار ديگر مى توانيم عامل بررسى و داورى دوم را كه كار بررسى و داورى نخستين را انجام داده بود ، مورد بررسى و داورى قرار بدهيم . . . اين جريان تا رسيدن بيك عامل نهائى كه عبارتست از « من » ناب و غير مخلوط به ديگر نمودها و فعاليتهاى درونى ادامه پيدا ميكند .
گفتيم كه در مرحلهء يكم از علم حضورى ، معلوم ما ذات مبهم است ، يعنى ذاتى است كه در برابر جهان عينى و اجزاى مادى خود برنهاده شده و مورد آگاهى ما قرار مى گيرد . اين ابهام از آنجا ناشى مى شود كه دست برداشتن از نمودها و پديدههاى جهان عينى و قالبگيريهاى رسمى در بارهء آن واقعيات كه در ذهن ما امرى است كاملا طبيعى ، بسيار بسيار دشوار است ، يعنى هر چيزى كه براى ما مطرح مى شود ، با مقياسات كمى و اشكال كيفى و خصوصيات نمودى مطرح مى گردد . در صورتى كه ما با ورود به آستانهء « من » با هيچ يك امور مزبور روبرو نمى گرديم ، با اين كه با كمال روشنى دريافت مى كنيم كه انديشه غير از من است ، لذتى كه مى بريم غير از من است ، تجسيمى كه در بارهء يك واقعيت در درون ما بوجود آمده است ، غير از من است . پس اين من چيست ما در برابر اين سؤال اگر به جستجوى خود ادامه بدهيم و نتوانيم از آن قالب - گيريها كه در ارتباط با جهان عينى وسيلهء فعاليتهاى ذهنى ما است ، دست برداريم ، با يك حقيقت يا مفهومى مبهم مواجه مى شويم و جريان جستجو را خاتمه مى دهيم . و اغلب تلفات ما در بارهء خودشناسى يا منشناسى در همين مرحلهء يكم است ، كه گاهى هم به انكار و نفى « ذات » يا « من » ميانجامد اين انكار و نفى كه موجب يك رضايت خاطر سطحى و زودگذر است ، اشكالات زيادى را بوجود مى آورد كه در صندوق جملاتى از قبيل « آيندهها اين مسائل