ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - ٤ - قطعهاى منطقى و قطعهاى تلقينى و قطعهاى فصلى
بود . اگر يك انسانشناس ژرفنگر ادعا كند كه اگر عامل تلقين از قطع و يقينهاى حاصله در ذهن انسانها ، حذف شود ، بجهت بىظرفيتى ذهن آدميان ، ترديد و توهم و تخيل دمار از روزگار معرفتى آنان در مى آورد ، گزافه گوئى نكرده است .
عامل سوم - فصل و موسمهايى كه فضاى يك جامعه را فرا مى گيرد . در آن هنگام كه سياستمداران يا رهبران فكرى و اقتصادى يك جامعه طرحى يا نظريه اى را مى ريزند و مى خواهند آن طرح را براى مردم جامعه قابل قبول بسازند ، مقدمات و وسايلى را براى منتفى ساختن عوامل احتمال و شك و ترديد در بارهء آن طرح و نظريه در فضاى جامعه بوجود مى آورند ، كه مغزهاى معمولى بدون عبور از آن نوسانات ، حتى بدون مجال براى تفكر در پيرامون طرح و نظريهء القاء شده ، قطع پيدا كنند . اين گونه قطعها را قطعهاى فصلى و موسمى مى توان ناميد .
آنچه كه جاى تأسف است اينست كه پس از سپرى شدن فصل قطعهاى موسمى ، كمتر افرادى پيدا ميشوند كه عوامل جبرى قطعهاى موسمى گذشته را مورد تحليل قرار بدهند و در آينده از آنها بهره بردارى نمايند .
٥ - جزم
٥ - جزم مفهوم جزم مانند مفهوم قطع ، عبارت است بريده شدن استمرار يك رشته نوسانات ذهنى شك و ترديد و توهمات و احتمالات و تخيلات در راه وصول به واقعيت ، تنها تفاوتى كه ميان قطع و جزم وجود دارد ، اينست كه در مفهوم جزم آمادگى انسان و تصميم به عمل طبق واقعيت كشف شده نيز وجود دارد .
٦ - علم
٦ - علم اين كلمه كه مى توان گفت در همهء زبانهاى دنيا از قديمترين تاريخ تماس آدمى با واقعيتها شايع است ، سرگذشتى پرماجرا دارد . اگر فرض كنيم مواردى كه اين