ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - عامل دوم - كه بايستى همواره در راه رفع مزاحمت آن جهاد كرد ، انسان است
اگر بتوانيد به درون اين انساننماهاى ضد بشرى راه پيدا كنيد و به تماشاى درون آنان بپردازيد ، جز وحشت و اضطراب نتيجه اى نخواهيد برد . آيا وحشتناك و اضطرابانگيز نيست آن درونى كه همهء انسانهاى روى زمين را در صورت عقربى مجسم كرده است كه بايد همهء آنها را كشت آيا وحشتانگيز نيست درونى كه آدميان در آن با همهء ارزشهايشان ، جز لقمه اى لذيذ كه بايد آن را خورد و خود طبيعى را متورم ساخت ، چيز ديگرى نيستند .
خلاصه جهاد بمعناى حفظ « حيات معقول » انسانها از اختلال و نابودى بوسيلهء دو عامل مزاحم طبيعت و انساننماها ضرورت قطعى دارد .
١٠ ، ١١ ، ١٢ ، ١٣ ، ١٤ ، ١٥ ، ١٦ - فمن تركه رغبة عنه البسه اللَّه ثوب الذّلّ و شمله البلاء و ديّث بالصّغار و القمائة و ضرب على قلبه بالأسهاب و اديل الحقّ منه بتضييع الجهاد و سيم الخسف و منع النّصف ( كسى كه از روى اعراض جهاد را ترك كند ، خداوند لباس ذلت بر او بپوشاند و بلا و مصيبت او را فراگيرد و با حقارت و پستى در ذلت غوطه ور شود و دلش مشوش گردد و هذيانها سر دهد و حق كه بجهت ضايع نمودن جهاد ، ترك شده است ، بر او پيروز شود و ذلت خود را بروى تحميل نمايد و از انصاف و عدالت ممنوع گردد . ) نتايج اعراض از جهاد
نتايج اعراض از جهاد بدانجهت كه تكاپوى جدى براى استخراج حيات از طبيعت و گرفتن حق حيات از انساننماهاى ضد بشريت ، مانند تنفس از هوا براى ادامهء زندگى ضرورت دارد ، مسامحه و بىاعتنائى در بارهء اين تكاپو كه جهاد ناميده مى شود ، نتايج زير را در بردارد :
نتيجه يكم - پوشيدن لباس ذلت
نتيجه يكم - پوشيدن لباس ذلت - زيرا كسى كه براى حيات خود تلاش نمى كند ، و از طرف ديگر آن حيات را مى خواهد ، مجبور است كه حيات