تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤٦ - اعتقاد به خداوندى كه نقشى كه در زندگى معتقد ندارد ، اعتقاد نيست ، بلكه نوعى از پديده هاى درونى است كه تشريفات روانى ناميده مى شود
اين كشاورزان را نمى توان منكر جاذبيت معرفى كرد ونه مى توان آنان را جزء گروهى قرار داد كه در وجود جاذبيت شك وترديد دارند ، زيرا انكار وترديد در جاذبيتى كه به طور صحيح براى آنان مطرح نشده است . انكار وترديد منطقى محسوب نمى گردد .
گروه سوم - كسانى هستند كه از خدا قهر كردهاند واين حالت قهر از خدا را به حساب علم وفلسفه آورده چنين وانمود مى كنند كه به وجود خدا معتقد نيستند ، يا در بارهء هستى او ترديد دارند ، من خود با بعضى از افراد اين گروه تماس داشتهام .
اينان به دو دستهء عمده تقسيم مى شوند :
دسته يكم - قهر كنندگان شخصى كسانى هستند كه براى شخصيت خود آرمانها وارزشهايى معين كرده وخود را ذى حق مى دانند كه آن ارزشها وآرمانها در هر حال وهر گونه شرايط شتابان بيايند وبه دست وپاى اين آقا بيافتند وجهان را آن چنان كه اين آقا مى خواهد به سوى او توجيه كنند ولى نه تنها اين آرمانها وارزشها به خدمت او نشتافتهاند ، بلكه ريشخند ومسخره اش هم كردهاند ، ديده شده است كه عدهء فراوانى از اين دسته موقعى كه به خواسته هاى شخصى خود رسيدهاند ، مثلًا پول ومقام وموقعيتى به دست آوردهاند ، از حمايت كنندگان مكتب خدا شناسى ومذهب گشتهاند ياد كودكان عروسك باز بخير عروسك ندارند مى گريند ، عروسك به دست مى آورند مى خندند صفت عمومى اين افراد قهر كننده اگر هشيار باشند همان چند شخصيتى است كه ميان زير صفر وروى صفر در نوسانند .
دسته دوم - قهر كنندگان مكتبى اين دسته چنين اظهار مى كنند كه دلايل خدا شناسان سست وبىپايه است ، وجود خدا را لمس نمى كنيم ، شرور وناگوارىها جوامع انسانى را پر كرده است ،