تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٩ - تفسير ابيات
دريابى ، اين استفهام تقريرى واثباتى است نه سؤال حقيقى ( نفى جنبهء قهر خداوندى واثبات جنبهء حلم او است ) راز اين قضيه را كه مربوط به خواص است با عاميان در ميان مگذار وبگذار اين تقرير بر عاميان خام بماند . وبه احتمال تو در عين حال هم لطف وهم قهرى كه لطف تو شامل افراد شايستهاى كه چون آهن محكمند مى شود وقهر تو شامل افراد پست وحقيرى كه همچون كاهند . خداوند متعال مردم راستين را به رشد وكمال ومبادى باطل ، باطلان را به سوى خود مى كشند .
اگر معده شايستهء هضم حلوا باشد ، حلوا را خواهد كشيد در حالى كه معدهء صفراوى سركه را به خود جذب مى كند . فرشى كه گرم وسوزان است سردى نشيننده را مرتفع مى سازد وفرش سرد حرارت بدن نشيننده را مى گيرد .
اگر با دوست رو به رو شوى رحمت از تو خارج مى شود واگر با دشمن رو به رو شوى غضب وقهر . نور روشنايى ، آتش دود وظلمت مى زايد ، آرى اين است سنت ديرينهء روزگار -
خصم ويار ونور ونار وفخر وعار تخت ودار وبرد وحار وورد وخار مور ومار وپود وتار وزير وزار هر يكى با جنس خود بر مى شمار