تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٦ - آيا انعكاس نور الهى در ١٧١ من انسانى ١٨٧ دليل بر اتحاد من و نور الهى است ؟
((٢٠٣٨)) اين « انا هو » بود در سرّ اى فضول زاتحاد نور نز راى حلول
((٢٠٣٩)) جهد كن تا سنگىات كمتر شود تا به لعلى سنگ تو انور شود
((٢٠٤٠)) صبر كن اندر جهاد ودر عنا دم به دم مى بين بقا اندر فنا
آيا انعكاس نور الهى در « من انسانى » دليل بر اتحاد من ونور الهى است ؟
در كتاب مثنوى اين مسئله به طور مختلف مطرح شده است ، البته در سر تا سر اين كتاب حلول خدا در موجودات ديده نمى شود ، بلكه چنانكه در بيت مورد تحليل مى بينيم ، جلال الدين حلول را مورد انتقاد قرار داده است . در اين مورد مفهوم اتحاد را به ميان كشيده است . بعضى از عرفا اتحاد را هم منكر شده ومى گويد :
اينجا حلول كفر بود اتحاد هم اين وحدت است ليك مكرّر برآمده
مطالبى را كه جلال الدين در ابيات مورد تفسير ونقد وتحليل آورده است ، دلالتى به اتحاد نور الهى با من صيقل شده انسانى ندارد ، نهايت مفاد ابيات اين است كه وجود آدمى به جهت مجاورت با نور يزدانى ، مانند آهن كه با مجاورت با آتش برافروخته مى شود ، فروزان مى گردد وهمين معنى را در دفترهاى گذشته هم بيان كرده است :
رنگ آتش الا آهن است يعنى انسان با نيل به كمال واعتلا ، ماهيت امكانى خود را از دست نمى دهد بلكه مانند الحديدة المحماه ( آهن تفتيده ) نور الهى را كسب مى كند . وبا كسب اين نور موجوديتهاى طولى وعرضى او تحول مى يابد ، واما او خدا نمى شود .
ما در مجلدات گذشته توضيح داديم كه مراتب عظمت انسانى بقدرى عالى است كه او را گيج مى كند ويقين پيدا مى كند كه به مرحلهء خدايى رسيده است ، چنين