تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - در بيان آن كه ما سوى الله هر چيزى همه آكل و مأكول است هم چون آن مرغى كه قصد صيد ملخ مى كرد و به صيد ملخ مشغول مى بود و غافل بود از باز گرسنه كه از قفاى او قصد صيد او داشت اكنون اى آدمى صياد آكل ، از صياد و آكل خود ايمن مباش اگر چه نمى بينيش به نظر دليل عبرتش مى بين تا چشم سر باز شدن
((٧٥٩)) آن كه مى گفتى اگر حق هست كو در شكنجه او مقر گشتى كه هو
((٧٦٠)) وآن كه مى گفت اين بعيد است وعجيب اشك مى راند وهمى گفت اى قريب
((٧٦١)) دل فرار از دام واجب ديده است دام تو خود بر پرت چسبيده است
((٧٦٢)) بركنم من بيخ اين منحوس دام از پى كامى نباشم تلخ كام
((٧٦٣)) در خور فهم تو گفتم اين جواب فهم كن در جست وجو رو بر متاب
((٧٦٤)) بگسل اين حبلى كه حرص است وحسد ياد كن فى جيدها حبل المسد آن كه جز انكار حق كارش نبود برد حسرت عاقبت بىهيچ سود درنگر احوال فرعون وثمود قوم لوط وقوم صالح قوم هود حال نمرود ستمگر درنگر در مآل قوم نوح افكن نظر درنگر تو قصهء شداد وعاد حسرت ايشان نگر يوم التناد تا بدانى حق سميع است وعليم فارغ است از ترس وپاك از باك وبيم
« قُلْ أَغَيْرَ الله أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ اَلسَّماواتِ واَلأَرْضِ وهُوَ يُطْعِمُ ولا يُطْعَمُ ، قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ ولا تَكُونَنَّ مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ ٦ : ١٤ » (١) ( به آنان بگو : آيا غير از خدا كه آفرينندهء آسمانها وزمين است وبه مردم روزى مى دهد وخود روزى نمى خورد ، براى خود وليى اتخاذ كنم ؟ به آنان بگو من مامورم كه اولين كسى باشم كه اسلام آورده است ، [ اى پيامبر ] از مشركين مباش ) .
« إِنَّ رَبِّي عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ١١ : ٥٧ » (٢) ( به تحقيق پروردگار من ، حافظ ونگه دارندهء همه چيز است ) .
« إِنَّ اَلَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ الله يَدُ الله فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِه ومَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْه الله فَسَيُؤْتِيه أَجْراً عَظِيماً ٤٨ : ١٠ . » (٣)
(١) سوره الانعام ، آيهء ١٤ . .
(٢) سوره هود ، آيهء ٥٧ . .
(٣) سوره الفتح ، آيهء ١٠ . .