تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - بحث و انديشه و گفت گو در ذات خداوندى جز دورى از او و گم راهى نتيجهء ديگرى در بر ندارد
آنها ديده مى شود .
٢ - معناى رابطه كه از مشاهدهء روابط ميان اجسام وپديده هاى عالم هستى به دست آمده است ، پيوستگى جسمانى را با اشكال مختلفش مجسم مى كند .
٣ - خداوند آن چنان كه هست ، با اين موجودات ارتباط دارد .
نتيجه تشكل اين واحدها ارتباط مفروض ميان خدا وموجودات را چنان به تصور در مى آورد كه هر دو طرف رابطه ( خدا وجهان هستى ) سنخيتى با يكديگر دارند وچون تا حدودى به نمود وخواص ذاتى جهان هستى آشنايى داريم به همان اندازه خدا را سنخ همان نمودها وخواص ذاتى تصور مى كنيم اگر اين مسئله به طور دقيق بررسى شود ، خواهيم ديد كه محروميت اكثر انسانها از خدا ومزاياى خدا شناسى مربوط به همين نوع دوم از بحث وانديشه وگفت گو در ذات خداوندى است .
بنا بر اين آيا راهى براى خدا يابى وجود دارد ؟ بلى ، قطعا وجود دارد ، زيرا چنانكه با امكان ناپذير بودن شناسايى ماهيت من با اين كه نزديكترين اشياء به خود ما است ، راهى براى دريافتش داريم
تن ز جان وجان ز تن مستور نيست ليك كس را ديد جان دستور نيست
براى به وجود آمدن وجود ما ميليونها علل وقضايا در گذرگاه قرون واعصار دست بكار بوده است ، وما اين حقيقت را مى پذيريم در صورتى كه حتى به ذات يكى از آن علل وقضايا نمى توانيم برسيم .
ما ذات انديشه را نمى دانيم وهر چه در اين باره مى گوييم بيش از تشبيهات وتمثيلات چيز ديگرى نيست ، با اين حال صدها قرن است كه فرمانده تمام فعاليتهاى بشرى بوده است .
ما ذات جاذبيت را نشناختهايم ، با اين حال همواره با ما سر وكار داشته است . . .