تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٩ - آيه
توضيح
تفسير ابيات
مى شوند وچشمه سارها از آن به جريان مى افتد ) .
توضيح - جلال الدين داستان اهل ضروان را در دفتر سوم ص ١٤٥ به طور اختصار آورده است تفسير ابيات در زمان گذشته مردى بود صالح وربانى واز عقل كامل برخوردار وعاقبت بين بود ، در دهى به نام ضروان در نزديكى يمن زندگى مى كرد در احسان كردن وخلق نيكو مشهور آفاق بود .
كوى او كعبه فقرا بود وهمهء نيازمندان براى بر آوردن احتياجاتشان همواره سراغ كوى او را مى گرفتند . اين مرد در عطا وبخشش بيش از آن چه كه شرع مقرر كرده بود به مردم كمك مى كرد .
او هم از خوشه بدون اين كه ريايى بكار بسته باشد يك دهم به فقرا مى داد هم از گندم پس از جدا شدن از كاه ، به اين هم قناعت نكرده وقتى كه گندم را به آرد تبديل مى كرد باز يك دهم ديگر مى داد وبالاخره حتى پس از پختن آرد ودر آوردن به شكل نان يك دهم آن را هم به فقرا مى داد .
از انگور ومويز ودوشاب هم به عنوان احسان وزكات اخراج مى كرد وبه بىنوايان مى داد .
هم چنين از حلوا وپالوده وبه طور كلى هر چه كه به دستش مى آمد بيش وكم از دادن يك دهم آن به فقرا فرو گذارى نمى كرد .
اين مرد ربانى هر موقعى كه صلاح مى ديد فرزندانش را جمع كرده به آنان وصيت مى نمود كه خدا را در نظر بگيريد وبعد از من سهم فقرا را فراموش نكنيد ونخوت وفريب مال دنيا شما را از احسان جلو گيرى نكند تا محصولات وميوه ها در پناه اطاعت حق جل وعلا به شما پايدار بماند .
اين همه دخل وفايده وميوه را بدون حدس وشك خداى بزرگ از غيب به شما مى فرستد . اگر موقعى كه دخل به شما روى مى آورد خرج كنيد سود بزرگى به شما روى